💐گیسوی شب💐
💐گیسوی شب💐
#ادامه پارت صد ویک ...
گیسو :
با گریه گفتم : برو کنار...هیچی نگفته مقصر خودم...م...من یه احمقم ...
متعجب نگام کرد وگفت : چی میگی گیسو یاشار حرفی بهت زده ؟ ناراحتت کرده ؟
با گریه گفتم : آره راس میگه خودمو کوچیک می کنم برای آدمی که منو به عنوان یه شی می بینه نه آدم
زل زد به چشام وگفت : یاشار ...منظورت منم ...ببین گیسو ما قبلا هم حرف زدیم فکر کردم فراموش کردی تو بچ....
با صدای بلندی گفتم : بچه نیستم عوضی ...
خواستم کنارش بزنم نتونستم دستامو گرفت وگفت : ببین گیسو ...
هر کاری می کردم نمی تونستم دستامو از دستش بکشم با التماس نگاش کردم وگفتم : ولم کن ...میخوام به اون ...
یهو لال شدم من تو بغل آریا ؟!!!
سرمو بلند کردم نگاش کردم آروم گفت : بعدا حرف می زنیم الانم آروم باش نمیخوای که خدای ناکرده اتفاقی بین بزرگترا بیفته
#ادامه پارت صد ویک ...
گیسو :
با گریه گفتم : برو کنار...هیچی نگفته مقصر خودم...م...من یه احمقم ...
متعجب نگام کرد وگفت : چی میگی گیسو یاشار حرفی بهت زده ؟ ناراحتت کرده ؟
با گریه گفتم : آره راس میگه خودمو کوچیک می کنم برای آدمی که منو به عنوان یه شی می بینه نه آدم
زل زد به چشام وگفت : یاشار ...منظورت منم ...ببین گیسو ما قبلا هم حرف زدیم فکر کردم فراموش کردی تو بچ....
با صدای بلندی گفتم : بچه نیستم عوضی ...
خواستم کنارش بزنم نتونستم دستامو گرفت وگفت : ببین گیسو ...
هر کاری می کردم نمی تونستم دستامو از دستش بکشم با التماس نگاش کردم وگفتم : ولم کن ...میخوام به اون ...
یهو لال شدم من تو بغل آریا ؟!!!
سرمو بلند کردم نگاش کردم آروم گفت : بعدا حرف می زنیم الانم آروم باش نمیخوای که خدای ناکرده اتفاقی بین بزرگترا بیفته
- ۳۸.۱k
- ۱۶ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط