{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💐گیسوی شب💐

💐گیسوی شب💐
# پارت صد وسه...


یاشار:
عصبی بودم از دست خودم واز دست گیسو صدای بلند موسیقی کر کننده بود ولی من اصلا تو این دنیا نبودم چرا باید گیسوی من به کسی دل می بست که نزدیکترین فرد زندگی ام بود خدا لعنتت کنه دختر کاش هیچ وقت مهرت به دلم نمی نشست
- هووووی خونه رو گذاشتی رو سرت کم کن این بی صاحب مونده رو
یاشین صدا رو قطع کرد وبا اخم گفت : چته تو مگه مستی ؟!!!
- برو بیرون یاشین حوصله ات رو ندارم
یاشین بی تفاوت نشست لبه ای تخت ونگام کرد
با تشر گفتم :هان به چی نگاه می کنی
شونه بالا انداخت وگفت : به تو وخریتت داداشم
- هووووفففففف برو بیرون یاشین می زنم یه جایی ات هان
یاشین : ببین یاشار تو تا فردا بخوای این چرندیات تحویل من بدی من گوش نمیدم تا نفهمم چته هیچ کجا نمیرم پس اینقده نگو بروبرو یالا بگو چه مرگته
با لگد زدم به رون پاش وگفتم : برو بیرون یاشین با اعصاب من بازی نکن ...برو
پامو کنار زد وگفت : چخه پاچه امو چرا میگیری اصلا به جهنم تو کی حرف زدی بار دومت باشه من رفتم
- برووو
بلند شد وبا اخم نگام کرد وگفت : واقعا که یاشار
توجه نکردم وهدفونمو برداشتم ومشغول آهنگ گوش دادن شدم ولی دریغ از آرامش هدفون رو دراوردم وپرت کردم یه گوشه موبایلمو برداشتم ونگاهی به تماس هام انداختم آنیتا زنگ زده بود وآریا
شماره ای آنیتا رو گرفتم
بعد از چند بوق جواب داد
- الو یاشار خوبی
- خوبم تو چطوری
- زنگ زدم قرارمون رو یادآوری کنم
نگاهی به ساعت انداختم وااای ده دقیقه از قرارمون گذشته بود تو عمرم بدقولی نکرده بودم ولی حالا بدجوری بدقولی کردم
- الان میام ده دقیقه ای دیگه پیشتم ...معذرت میخوام اصلا یادم رفته بود
- مهم نیست یاشار منتظر می مونم
از تخت دراومدم یه تیشرت آستین بلند از کمدم در آوردم وپوشیدم با عجله از اتاقم اومدم بیرون وپله ها رو دوتا یکی کردم مامان با دیدنم گفت : کجا میری با این عجله آریا ...
نموندم ببینم چی میگه با عجله رفتم وسوار ماشینم شدم واز خونه اومدم بیرون دیدم آریا تو کوچه وایساده دستشو بلند کرد وایسادم اومد نشست تو ماشین متعجب نگاش کردم وگفتم : چیزی شده ؟
- برو حرف می زنیم
سرعتمو زیاد کردم برگشتم نگاش کردم وگفتم : چیزی شده؟
- حتما باید چیزی بشه
شونه بالا انداختم وگفتم : چه می دونم زنگ زدی مامانم خواست یه چیزی بگه واینستادم عجله داشتم حالا خودتو تو کوچه دیدم
- میری دیدن آنیتا؟
دیدگاه ها (۶)

💐گیسوی شب💐# پارت صدوچهار...آریا :یاشار بی تفاوت شونه بالا ان...

🦋گیسوی شب🦋پارت صدوپنج....آریا:آروم قدم برداشتم طرفش بهش که ن...

💐گیسوی شب💐# پارت صدودو....آریا : خودمم دلیل رفتارم رو نمی فه...

💐گیسوی شب💐#ادامه پارت صد ویک ...گیسو : با گریه گفتم : برو کن...

برده عمارت جئون

زوزه ی گرگ"12=میشه لطفا جشن تاج گذاری رو برای 3روز دیگه بندا...

my love part 37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط