{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانا:چییییی بزرگ ترین و خشن ترین مافیا بهت گفته عشقمم وای

هانا:چییییی بزرگ ترین و خشن ترین مافیا بهت گفته عشقمم وایی آت خیلی خرشانسی
آت:بهش نمیخوره خشن باشه
هانا :نه با تو فقط اینجوری وقتی تو ماشین بودیم محل سگ منم نمی‌داد
آت :واقعا
هانا :ارههه وای قراره چند وقت پیش هم باشیننن ببین آمار ثانیه ای بهم میدی
آت :باشه آها راستی یه چیز دیگه هم گفت
هانا :چی گفتتت
آت:تو رو خدا جیغ نزن
آت : ازم پرسید خوبم بعدش گفتم اهم گفت اهم نه درست بگو کوچولو
هانا : واد فاکککک
ویو ته ته
دیدم آت و هانا باهم وایستادن آت داره می‌خنده هانا داره سکته می‌کنه خیلی خنگ آن مخصوصا آت اصلا عقل تو کلش نیست

آت :ته ته چرا مثل جغد زل زدی
ته ته :چون تو داره از خنده داره میشی اینم داره سکته می‌کنه
هانا :این نه اسم دارم مثل آدم اسمم رو صدا کن
ته ته :اگه نکنم چی میشه میای منو بزنی عموی
آت :بسس کنید دیگه سرم درد گرفت ته تو برو پیش یونگی و جونگ کوک هانا تو هم بیا من برات آدامش رو بگم
هانا :ادامه دارههه من همینجوری دارم میمیرممم آت
دیدگاه ها (۰)

ویو آت :جونگ کوک آمد پشت در و بهم وسیله داد آمدم کارهام رو ک...

اسلاید :اول دامنی که کوکی خرید اسلاید دوم من موقع نوشتن پارت...

ویو خونه آت :زبان «نویان »خودم جیمین داره تهیونگ رو اروم می...

ویو جونگ کوک : امروز قرار بود برم آت رو ببینم پاشدم رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط