{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفی بزن ستاره ی دنباله دار من

حرفی بزن ستاره ی دنباله دار من
گاهی بپرس از من و از کار و بار من
نزدیک تر بیا، بچش از دست پخت خود
با اشک ها یکی شده شام و نهار من
حرف از من و تو نیست که از ما فراتر است
این نُت نوشته های پر از زار زارِ من
از دور تر بگو و به من هدیه ای بده
پیوسته می روند همه از کنار من
حتی اگر برای گُذَر، لحظه ای بزن
یک سر به ایستگاه پُر از انتظار من
خوابم گرفته این دم آخر، بگو کسی
کاری دگر نداشته باشدبه کار من
دیدگاه ها (۵)

ای که جان در آستینم داشتی      چون چنین بارِ غمت انباشتی   ...

وقتی که چشمانت غزل گفتند خندیدمبا آن نگاه آتشینت سخت جنگیدم ...

تقدیر دارد میکند بازی در این شعر آن دست پشت پرده را، ای یار ...

‍ ز من دوری تو را از دل صدا کردمغمت را بانم اشکی به چشمم آشن...

باهام حرف بزن، بگو چه کتاب جدیدی خوندی، خوب بود؟ کجاها رفتی،...

عشق پنهانی پارت ۱

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟐درست مثل این پنج سالسمتش رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط