{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه هایم همه با توست که بی پروایند

لحظه هایم همه با توست که بی پروایند
مثل تو، دغدغه هایم همگی زیبایند

جز تو، از دست همه حوصله ام سر رفته ست
از همان ها که چو دیوار میانِ مایند

با بهشت تو، برایم همه ی مردم نیز
با همه خوبیِ شان، دوزخ جانفرسایند ؛

دیر گاهی ست که بیزارم از آنها... زیرا
بدترین مانعِ عشقِ من و تو، آنهایند

دست هایم که پُر از خستگی و تشویشند
باز در سایه ی آغوش تو می آسایند

"عشقِ  نفرینی" ، این است گناه من و تو
جُرمِ ما را همه ی شهر نمی بخشایند

تو اگر نشنوی و گوش به آنها ندهی
شعرهایم پس از این، مثل خودم تنهایند...
دیدگاه ها (۹)

آغشته به ( تو ) میشود روحـــــــــــــــــــــــــم .... نفس...

در وجودم کسی هست...!!!به وسعت "تو"که هر شب به تنهایی ام سر م...

حس می کنم کنار تو ،از خود فراترمدرگیر چشمهای تَو باشم ،رها ت...

ﻣﺴﺖِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

لحظه هایم همه با توست که بی پروایند مثل تو، دغدغه هایم همگی ...

لحظه هایم همه با توست که بی پروایندمثل تو، دغدغه هایم همگی ز...

لحظه هایم همه با توست که بی پروایندمثل تو، دغدغه هایم همگی ز...

خوب من...لحظه هایم همه با توست که بی پروایندمثل تو، دغدغه ها...

در دست گلی دارم، این بار که می آیمکان را به تو بسپارم، این ب...

در دست گلی دارم، این بار که می آیمکان را به تو بسپارم، این ب...

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایمدنیا مرا گم کرد و چشمان تو پی...

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایمدنیا مرا گم کرد و چشمان تو پی...

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایمدنیا مرا گم کرد و چشمان تو پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط