{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه هایم همه با توست که بی پروایند

لحظه هایم همه با توست که بی پروایند
مثل تو، دغدغه هایم همگی زیبایند

جز تو، از دست همه حوصله ام سر رفته ست
از همان ها که چو دیوار میانِ مایند

با بهشت تو، برایم همه ی مردم نیز
با همه خوبیِ شان، دوزخ جانفرسایند ؛

دیر گاهی ست که بیزارم از آنها... زیرا
بدترین مانعِ عشقِ من و تو، آنهایند

دست هایم که پُر از خستگی و تشویشند
باز در سایه ی آغوش تو می آسایند "عشقِ  نفرینی" ، این است گناه من و تو
جُرمِ ما را همه ی شهر نمی بخشایند

تو اگر نشنوی و گوش به آنها ندهی
شعرهایم پس از این، مثل خودم تنهایند!
دیدگاه ها (۲)

فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه تنها همین ته ارزوهای...

وقتی دلت با خداست:بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند،وقتی توکل...

نازنیـــــن چشــم تمنــای مــــرا یـــادت هست؟روز تشیــــیع ...

وقتی ، کوچ تو از من چمدان می بستنگاه مادر مرده امپشت پاشنه ه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط