{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خلوت دلم ، در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک

در خلوت دلم ، در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک از این چشمها،
این چشمهای خونی خیس ، همان چشمهاییست که تو خیره به آن بودی در لحظه دیدار
میفهمی معنای دلتنگ شدن را ، میفهمی معنی انتظار را
دیدگاه ها (۹)

★کااااش ★♜توتقویم ※روز نامرد ※ داشتیم ...♜↭تا بشه به بعضیااا...

ﺧﺪﺍﯾـــــﺎ . . . ؟ !ِ ﺁﺧِــــﻪ ﻧــــﻮﮐَــــﺮِﺕﻢــــَ . . .ﭼِ...

دستانم دگر توان نواختن ندارند. بنواز ای پاهای خسته... ...

محکومم ...به نفس کشیدنم .. وقتـــــــے...هیچ طنابے ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

میبخشی پارت ۳

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط