{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کر

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به اتاق خواب سر زد.
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید!
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را با چوب گلف زد و خونین و مالین کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد


با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است....
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند
راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟



اینم نتیجه بی اعتمادی خانوما به همسراشون!!!! (اجماعا صلوات)
دیدگاه ها (-۶)

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

جادوی سیاه

بچه ها کاور عوض شد🙃《검은 마음》پارت نهم | اولین ترک روی سکوتهوای ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۸

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

PT/4 ات با ترید سرشو تکون...

KIM V

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط