{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چطور دلت امد بری بعد هزارتا خاطره

چطور دلت امد بری بعد هزارتا خاطره
تاوان چی رو من میدم اینجا کنار پنجره
چطور دلت اومد بری چطور تونستی بد بشی
تو اوج بی کسیم چطور تونستی ساده رد بشی
چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری کنی
شاید همین الان تو هم داری به من فکر می کنی
چطور دلت اومد که من اینجوری تنها بمونم
رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم
دلم سبک نشود ازت دلم هنوز می خواد بیایی
حتی با اینکه می دونم شاید دیگه منو نخوایی
بزار که راحتت کنم از توی رویات نمی رم
می خوام کنار پنجره به یادت آروم بمیرم...
دیدگاه ها (۵۸)

اعتراض دیدنی یک گرافیست به برخورد خشونت‌آمیز ماموران شهرداری...

ﺩﺭ ﺟﻮﺧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ "ﺁﺗﺶ"ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ...

مسافر قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنمفرصت نشد بمونم و از تو ...

پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من ...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

رمان تهیونگ

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو لیلی ___---سه ماه ...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

سناریو

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط