{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا

دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای
ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا

ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا

جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا

در لب یار است آب زندگی در حیرتم
خضر می‌رفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا

چون جرس با ناله عمری شد که ره طی می‌کند
تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا


هاتف اصفهانی
دیدگاه ها (۱)

شعر از هاتف اصفهانی:عکس از دوست چینی عاشق اصفهان:جان به جانا...

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجاذره است این، آفتاب اس...

۸۲۹#جان به #جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا#ذره است این،#آف...

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🌸 🍃 جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا...

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجاذره است این، آفتاب اس...

#جــان_به_جــانان_ڪی_رسـد #جـانان_ڪـجا_و_جـا...

یک تلنگر...@ به راستی چرا و برای چه هدفی به این دنیا آمده ا...

منظورم! چشمم! امیدم! خوبم! گفته بودی که بی بهانه و بی منظور ...

غزل ۲۳۳ حافظ با فالش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط