{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شعر از گابریلا میسترال،شاعر کشور شیلی.

یک شعر از گابریلا میسترال،شاعر کشور شیلی.
نگاهم که می کنی زیبا می شوم

مثل علف زیر شبنم

و نیزارهای بلند

چهره ی حیرت زده ی مرا نخواهند شناخت

آنگاه که از رودخانه می گذرم.

از دهان غمگینم شرم دارم

از صدای شکسته و زانوان سر سختم.

از وقتی که آمیی و نگاهم کردی

خود را در مانده و عریان احساس می کنم.

سنگ سر راه نیست

آن کس که محروم تر از روشنای سپیده دمش یافتی

این زن رو به سوی روشنایی دارد

و تو برای شنیدن آوازش

سرت را بالا گرفتی.

سکوت می کنم

تا آن ها که از دشت عبور می کنند

از درخشش پیشانی زبرم

و لرزش دست هایم

خوشبختی ام را در نیابند.

شب است

شبنم از روی علف می غلتد

به من نگاه کن

با من به مهربانی سخن بگو

فردا

هنگام عبور از رودخانه

آن کس را که دیده بودی

با بوسه ی تو زیبا خواهد شد.
دیدگاه ها (۱)

مرا روی زانوهایت نشاندیموهایم را بوسیدی و گفتی:"در آن ساحل ب...

برایتبگویم .از درد ....سیلی محکم فردا های نیامده را خواهی دی...

شعر ...یعنی پی پروایی شاعر .که از نهانش بر میخیزد ...دنیا نم...

باری ، خشم خواننده از آن روست که ما حقیقت وزیبایی را با معیا...

|Swan on the Trigger|

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

شرمنگاهم که می کنی زیبا می شوممثل علف زیر شبنمو نیزارهای بلن...

شرمنگاهم که می کنی زیبا می شوممثل علف زیر شبنمو نیزارهای بلن...

من ترا بتماشای شعر دعوت میکنم ..شرمنگاهم که می کنی زیبا می ش...

یاد آوری زندگیم وقتی زیبا می شود که در هر ورق که :📄📄 از دفتر...

باز ای الهه ی ناز با دل من بساز  کین غم جانگداز برود زبرم گ...

باز ای الهه ی ناز با دل من بساز کین غم جانگداز برود زبرمگر د...

باز ای الهه ی ناز با دل من بساز    کین غم جانگداز برود زبرمگ...

باز ای الهه ی ناز با دل من بساز کین غم جانگداز برود زبرمگر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط