𝓟𝓪𝓻𝓽 1
𝓟𝓪𝓻𝓽 1
مافیای هویج خور
ات بیو:
سلام من ات هستم و وقتی 18 سالم بود بابامو از دست دام و اون موقع برادم بخاطر بابام از خونه رفت و مامانمم از خدا خواست و منو ترک کرد.
امروز من ۲۰سالم میشه و یک کار با حقوق بسیار خوب پیدا کردم کارم توی یه بار کنار یه شرکت گندس من اونجا گارسون هستم .
صبح پاشدم رفتم یه دوش 30 مینی گرفتم و بعدشم لباسامو پوشیدم و رفتم سر کار کنار در دیدم نوشته پلمپ شده! شکه شدم به تانیا زنگ زدم و برام تعریف کرد که صبح اومدن صاحب کارمو به جرم خریدو فروش ماریجوانا دستگیر کردن. خوشحال شدم که اون مرد هیزم دستگیر کردن داشتم میرفتم سمت خونه که یه صدا که میگه لطفا منو نکشید داره از پارکینگ همون شرکته میاد سریع رفتم دیدم یه پسر خیلی جذاب با دو تا مرد گنده وایسادن و یکی از کارمندای اون شرکتم روی زمین افتاد و داره التماس میکنه. از ترس جلوی دهنمو گرفتم .
پسره:فقط گفتم یه برگه بیار نه بری به اون آشغال بگی ما دنبال مدارکیم نه نمیشه بکشینش( با داد! )
ات:از ترس نمیدونستم چیکار کنم بعد گوشیم زنگ خورد پسره فهمید و اومد دنبالم من که از ترس نمیتونستم تکون بخورم همونجا وایسادم.
پسر: تو کی هستی ؟ چقدر از حرفامونو شنیدی حرف بزن( باداد)
ات: م... من کی..کی.. کیم ات هستم تو کی هستی؟
پسر:من....
پایان
کرم دارم لحاظه حساس تمومش کردم 😂
شرط 5 لایک 2 کامنت اگه انجام بدین همین امروز میزارم
مافیای هویج خور
ات بیو:
سلام من ات هستم و وقتی 18 سالم بود بابامو از دست دام و اون موقع برادم بخاطر بابام از خونه رفت و مامانمم از خدا خواست و منو ترک کرد.
امروز من ۲۰سالم میشه و یک کار با حقوق بسیار خوب پیدا کردم کارم توی یه بار کنار یه شرکت گندس من اونجا گارسون هستم .
صبح پاشدم رفتم یه دوش 30 مینی گرفتم و بعدشم لباسامو پوشیدم و رفتم سر کار کنار در دیدم نوشته پلمپ شده! شکه شدم به تانیا زنگ زدم و برام تعریف کرد که صبح اومدن صاحب کارمو به جرم خریدو فروش ماریجوانا دستگیر کردن. خوشحال شدم که اون مرد هیزم دستگیر کردن داشتم میرفتم سمت خونه که یه صدا که میگه لطفا منو نکشید داره از پارکینگ همون شرکته میاد سریع رفتم دیدم یه پسر خیلی جذاب با دو تا مرد گنده وایسادن و یکی از کارمندای اون شرکتم روی زمین افتاد و داره التماس میکنه. از ترس جلوی دهنمو گرفتم .
پسره:فقط گفتم یه برگه بیار نه بری به اون آشغال بگی ما دنبال مدارکیم نه نمیشه بکشینش( با داد! )
ات:از ترس نمیدونستم چیکار کنم بعد گوشیم زنگ خورد پسره فهمید و اومد دنبالم من که از ترس نمیتونستم تکون بخورم همونجا وایسادم.
پسر: تو کی هستی ؟ چقدر از حرفامونو شنیدی حرف بزن( باداد)
ات: م... من کی..کی.. کیم ات هستم تو کی هستی؟
پسر:من....
پایان
کرم دارم لحاظه حساس تمومش کردم 😂
شرط 5 لایک 2 کامنت اگه انجام بدین همین امروز میزارم
- ۵.۵k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط