خون شیرین

خون شیرین
part:14

تهیونگ:خب رسیدیم به اتاقت برو حمام و لباس های تمیز بپوش بیا پیش من برات پانسمان کنم
ا.ت:اما برم حمام که بدتر میسوزه
تهیونگ:اگه نری حمام عفونت میکنه و بدتر از درد حمام میسوزه
ا.ت:باشه

ویو ا.ت
بزور رفتم حمام وقتی تو حمام بودم زخم ام خیلی میسوخت ولی خب تحمل کردم بعد از اینکه از حمام اومدم لباس پوشیدم و مو هام رو خشک کردم و رفتم پیش تهیونگ

تهیونگ:خب بریم تو اتاقت
ا.ت:بریم

رفتن تو اتاق

تهیونگ خیلی با دقت زخم های ا.ت رو باند پیچی میکرد

تهیونگ:خب تموم شد
ا.ت: مرسی
تهیونگ:بیا بریم ناهار بخوریم
ا.ت:بریم

رفتن پایین

ویو ا.ت
داشتیم ناهار می خوردیم که کوک گفت

کوک:هفته بعد روز دوشنبه عروسیمه اگر می خواید می تونید شرکت کنید
تهیونگ:(یه نگاه به ا.ت کرد )مبارک باشه
ا.ت:مبارک باشه(آروم)
کوک:مرسی(پوزخند)
تهیونگ:کوک منو ا.ت می خوایم بعد از ظهر بریم اسب سواری
ا.ت:(تعجب)
تهیونگ:(لبخند)
کوک:برید
ا.ت:مرسی اجوما من سیر شدم
اجوما:نوش جونت دخترم

ویو ا.ت
نمیدونستم خوشحال باشم بخاطر اینکه تهیونگ بعد از ظهر داشت منو می‌برد اسب سواری یا ناراحت باشم برای عروسیِ کوک ولی تصمیم گرفتم خوشحال باشم و روز خودم رو خراب نکنم

تهیونگ:کوک به نظرت خیلی به ا.ت سخت نمیگیری
کوک:نه
تهیونگ:آخه اون هیچ کاری نکرده بود که اونقدر بزنیش
کوک:من کاری که لازم بود رو کردم
تهیونگ:هوففف

رفت تو اتاق ا.ت

تهیونگ:ا.ت
ا.ت:بله
تهیونگ:بیا امروز کلی خوش بگذرونیم

ادامه دارد....
شرط
فالور های این پبج بشه:۲۱۸
لایک:۱۲

#بی_تی_اس #نامجون #جین #شوگا #یونگی #آگوست_دي #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۹)

خون شیرین part:15ا.ت:باشهتهیونگ:بیا برنامه ریزی کنیما.ت:برای...

چند پارتیpart:1ویو ا.تامروز قرار بود با داداش بزرگم سان بریم...

چند پارتیpart:6هنوز داشتم بهشون نگاه میکردم می خواستم چهره پ...

چند پارتیpart:5یجی:آقا لطفا منو ول کنید(بغض)هیونجین:بزار چند...

هنرمند کوچولوی من

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط