{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5
فردا رسیدیم کره جنوبی رفتیم خونه ته یونگ بعد رفتیم ناهار خوردیم
ته ویو
دشمنم فلیکس (من منظورم به خواننده ها نیست) میخواد از طریق ات به من برسه
_ات میگم بدون من از خونه بیرون نرو
+باشه... ولی چرا؟
_یه دشمنی دارم اون میخواد از طریق تو به من برسه
+باشه

*شب
(اهم اهم بنده اسمات نمینویسم)


*صبح
ات ویو

صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم داشت گریم میگرفت
_خوبی؟
+به لطف تو نه
_چرا؟
+چرا؟ اگه دیشب وحشی بازی در نمیووردی من الان اینجوری نبودم
_باشه غلط کردم بیا ببرمت حموم
+خواستم بلند شم که زیر دلم درد گرفت
تهیونگ براید استایل بقلم کرد و بردم گذاشت تو وان و زیر دلمو ماساژ داد
رفتیم صبحونه خوردیم تهیونگ رفت سر کار
یکی زنگ زد درو باز کردم دیدم یه دختر اومد و با یه دستمال بیهوشم کرد
وقتی بهوش اومدم همون دختره رو با یه پسر دیدم
(دختره ¢ پسره~ )
¢به به خانوم خانوما
+تو کی هستی
¢خب با اینکه نباید بدونی ولی من جنیم(بلک پینک نه) و اینم داداشم فلیکس
+پس توی عوضی دشمن تهیونگی
~اوه بیبی تند نرو همینجوری تنبیه داری بدترش نکن
+گوه نخور بابا
~حالا که اینجوری شد چرا یکم خوش نگذرونیم؟
فلیکس نزدیک ات شد و لباساشو پاره کرد

ته ویو
از بیرون اومدم دیدم خونه بهم ریختس هرچقدر ات رو صدا کردم جواب نداد فهمیدم کار فلیکسه به کوک زنگ زدم
_الو


ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

p6 به کوک زنگ زدم _الو ∆بله باز چی شده _کوک فلیکس ات رو گرفت...

این پسرانم در حال بازگشت به کره هست🐤🐯

p4یونا ویو از همون روز بار نقشه کشیدم که ته یونگ از چنگ ات د...

p3ته یونگ گفت _ات وقتی ولت کردم هر روز مست بودم بچه ها جمم ک...

Dark Loveپارت ۶ ☆

پارت ده فیک عشق تنفریویو ا.تداشتم فرار میکردم که یهو پام به ...

#پارت1#هکرافسانهای ات ویو: امروز بعد از سالها میتونم برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط