{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش عشق در کنار مافیا .

آغوش عشق در کنار مافیا .

یک سال بعد .
در با شدت باز شد ، با دیدن کوک با وصعیت آشفته که چشماش هنوز خواب آلود بود بود خندیدم و گفتم
_اتفاقی افتاده . عزیزم؟!
حرصی نگاهش و رو یول چرخوند و گفت
_باز داااره شییییر میخوووره؟!
خندیدم ، نگاهم و به یول دادم چشماش داشت بسته میشد کوک کنارم نشست و آب دهنش و قورت داد سبیک گلوش بالا پایین شد .
_ منم میخوام!
چشمام گرد شد برگشتم سمتش..
_چی میخوای؟!
جدی گفت
_شیر! از سی.نه ی زنم!!
سرخ شده نگاهم و ازش گرفتم و به یول دادم . نزدیکم شد
_ میخوا.مت بیب!
نوچی کردم، یول رو روی تخت گذاشتم و دستم رو پیرهنم نشست که پیرهنم و بدم پایین کههه....
دیدگاه ها (۳)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁸....

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

رمان جونگ کوک

ادامه پارت ۴۲

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

پارت نوزدهم | نزدیک تر.پارک لارابعد از رقص، دوباره کنار میچا...

୨୧ ────── 🌸🦋🌸 ────── ୨୧🌸 پارت 26 — ویو تهیونگ آت نگاهم کرد.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط