Part

#Part237
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

+احیاناً اون یکی از بچه ها دکتر روانپزشکش هست؟
جوابی نداد
+سام بذار یکم تو حال خودش باشه، ولش کن، انقدر اذیتش نکن!
_ شیرین بعداً در این مورد حرف میزنیم باشه!

سرم رو آروم تکون دادم و از پله ها رفتم بالا
فعلاً حوصله دخالت بی جا نداشتم
بذار هرچی خودش صلاح میدونه رو انجام بده

.....

جیـــــــغ
_ شیرین پرده گوشم پاره شد
خده ی بلندی کردم
+ اشکال نداره بذار منم پرده ی یه جاییت رو بزنم
با صدای بلند زد زیر خنده
+ تو چرا انقد شیطون و وروجکی آخه!
جیغ بلندی کشیدم
_ دوست دارم باشم
اونم متقابلاً جیغی کشید
+ دیوووووونتم
جیغی کشیدم
_ عاشــقتـــــم!
انقدر جیغ زدیم کامل تخلیه شدیم
وقتی رسیدیم پایین برای اولین باز لبخند میلاد رو دیدم
_ بچه ها کل منطقه صدای شما دوتا بود
هر دو خندیدیم و با هم برگشتیم پایین
.....

رو پاهاش نشستم و به آتیش قشنگ رو برومون خیره شدم
به ماشینی که داشت بهمون نزدیک میشد نگاه کردم
شروع کردن به بوق بوق زدن
از سان روف ماشین یکی سرش رو در آورد یاسمن رو تشخیص دادم که داد زد
_ نامرد های تک خور تنها تنها میاید خوش گذرونی ما رو با یه عالم کا رو بار انها میذارید
دیدگاه ها (۱)

#Part238#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 سام خندید و دستش ر...

#Part239#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 همه همراه هم داشتی...

#Part236#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 +اوه مای گاد! خوب ...

#Part235#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 رفتیم پایین که مام...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴..وقتی در اتاق رو باز کردم متوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط