#پارت25

#پارت25
رمان ماهور
باران و ماهور درحال گپ زدن بودن که غذا رو آوردن. غذامون رو خوردیم چند نفر هم با من و پرهام عکس انداختن. یکی از گارسون ها اومد.
-چای قلیون یا چیز دیگه لازم ندارین؟
پرهام: خداییش به قیافه ی ما ها میاد قلیون بکشیم؟
باران زیر لب گفت: به تو که میاد.
پرهام رو سمت باران برگردوند. احتمالا دعوای بدی پیشرو خواهیم داشت.
برای همین هم قبل از اینکه پرهام بخواد جواب باران رو بده دست به گوشیم بردم و دربینش رو روشن کردم.
-بچه ها بیاین سلفی.
باران و ماهور به دربین نگاه کردن اما پرهام همچنان داشت با غیض به باران نگاه می کرد.
-پرهام. اینجا رو نگاه کن دیگه.
نگاهش رو سمت دربین چرخوند و عکس گرفتم.
ماهور:من برم دیگه.
-نه دیگه همه باهم می ریم.
-باشه بریم.
از جامون بلند شدیم و درحال خروج از رستوران بودیم که پرهام اومد کنار دستم.
-عکس رو واسه منم بفرس.
-واسه چته خوب؟
-میخوام نشون مامان بدم. نداشتی که بیاد ببینتش ببینم می پسنده یا نه.
-هیسسس! آروم. میشنوه. باشه فقط جایی نزاری وامون درد سر شه.
-باشه.
-رفتم خونه میفرستم.
-خیله خوب. خداحافظ.
-خداحافظ.
سمت ماشینش رفت سوارشد و رفت.
-خوب بریم ماهور؟
-باشه... باران ماشین اووردی؟
-نه ماشینم خراب بود با تاکسی اومدم ولی خودم میرم تعارف هم نمیکنم اصرار نکنین.
-باشه هرجور راحتی فعلا.
-میبینمت.
از هم دور شدیم و من و رهام سوار ماشین شدیم.
دیدگاه ها (۱۰)

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

گل خونی پارت 50- باشع خداحافظ عزیزمجونگکوک گوشی رو قطع کرد ر...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

part:19

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط