{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی نمی خواهم نشانم را بگیرید

حتی نمی خواهم نشانم را بگیرید
جای نشان ای کاش جانم را بگیرید
حرفی درون سینه ام هست و چه بهتر
با مشته گل راه دهانم را بگیرید
من شاعرم اما ندارد هیچ سودی
من سوختم، لطفا زبانم را بگیرید
دل را امانت دادم و حالا که دیگر
بر باد رفته آشیانم را بگیرید
می خواهم از امروز بد باشم٬ بیایید
آن قلب خوب و مهربانم را بگیرید
دیدگاه ها (۱۴)

KIM V

دیدی آخرشم رفت اونکه میگفت تنهات نمیذارم، رفت از پیشم با اون...

دیدی آخرشمرفت اون که میگفت تنهات نمیذارمرفت از پیشمبا اینکه ...

دیدی آخرشم رفت اون که میگفت تنهات نمیذارم رفت از پیشم با این...

خبر دست‌درازی سپاه معاويه به شهرهادر خطبۀ ۲۵ نهج البلاغه، ام...

وقتی این حرفهای ترامپ را شنیدم که اگر ایرانیها مرا ترور کنند...

داستانک بهترین همسر و مادر

اعضا آمدن باهم سلام دادن اما دیگه اونها همون آدمای قبلی نبود...

"بسم رب"دایی هادی پایش را گذاشته بود روی گاز و با سرعت می رف...

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط