#part74

#part74
#part75
#arta
زود باش دلسا
#delsa
آرتا خدا بگم چیکارت کنه
الان مامانم ببینه فکر بد میکنه
#arta
هیشش
#delsa
در آوردم مانتومو
#arta
کراپتت
#delsa
جیغ زدم ارتا اینجا اتاق نیستتتت
بیمارستانه
#arta
از کمرش گرفتم کشیدمش‌
سمت خودم لb هامو گذاشتم
روی لb هاش
بعد چند دقیقه برداشتم
#delsa
نمیفهمم مرض داشتی
گفتی در بیارم
#arta
میخواستم بدون مانتو ببینمت
#delsa
واقعا اسکولی
#arta
خوب حالا میتونی بری
یه بوس دیگه
#delsa
نچ بسته پرو میشی
#diyana
بیا بریم طراحی هاتو نکردی
#delsa
چشم مامانی الان میام
خوب من برم
#arta
باش برو
زنگ زدم آراد الو داداش
ازش لب گرفتم
#arad
واقعا اسکولی
لب ندیده من از آنیتا
هر روز میگیرم
#arta
داداش خیلی خوشحالم
#arad
نزدیک بیمارستانم
دارم میام پیشت
میبینمت فعلا
حمایت شه
✨❤️‍🩹
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

Part ¹⁹ویلو لیلی بعد از ناهار جونگکوک یراست رفت بالا تهیونگ ...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twelve اون شب قلبم یچی میگفت و م...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

پارت ۳۹

چند پارتی(درخواستی)

KIM V

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط