{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی نه حرف حالی اش می شود

دلتنگی نه حرف حالی اش می شود
نه نگاه ، نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم !
دلتنگی یک سکوت می خواهد
یک آغوش
که بویِ عطرِ #تُ را تنها داشته باشد
که بدانی دور که شد ،
هنوز هم آغشته باشد از بویِ #تُ ...

دلتنگی ، امنیت می خواهد ...


❣
دیدگاه ها (۱)

عشق پاڪمدلتنگے هایم گفتنے نیستنوشتنے هم نیستاگرعاشق باشےبرای...

عشق دور نیست...همین که آرامش از نگاهت ببارد و هرم دستانت تب ...

بی تابم...شبیه آخرین سطر نامه ای عاشقانه !که پُر ازبوسه است....

گناه همه ی بوسه های عاشقانه...به گردن من...من به پای دوستت د...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

.مَردها ڪہ شعر نمیگویند" زن " را بہ آغوش مے ڪِشند بہ سینہ می...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

..نازنین، در حالی که دستش را دور شانه‌ی سینا حلقه کرده، به پ...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط