دو راهی

چند پارتی..
پارت1


بالاخره یه روز کاری دیگه تموم شدش
امروز مشتری های زیادی داشتم.. پول خوبیم گرفتم..
اول از همه باید اجاره خونه رو بدم
بعد شهریه مهدکودک رز
بعدشم خریدای خونه رو انجام بدم
بزارین خودمو معرفی کنم
من یونجیم یه مادر که با دخترش رز زندگی میکنه..
تا 3ماهگی رز همچیز خیلی خوب بود همسر من یعنی همسر سابقم مین یونگی باهم زندگی میکردیم.. ولی بعد یه مدتت شوگا با من و رز سرد شد بعدشم که یروز اومد خونه گفت بیا از هم جدا شیم
از اون روزا 3 سال میگذره
شوگا همون روز با سردی تمام از من و رز خواست هرچه زودتر از خونش بریم
ماهم از اونجا رفتیم با پولی که داشتم یه خونه کوچیک مبله اجاره کردم
اولش فکر میکردم یه شوخی ساده باشه
ولی چند روز بعد دادخواست طلاق به دستم رسید.. دادگاه برای ماه بعد بود
5ژانویه... بعد از طلاق خودمو جمع جور کردم فقط به خاطر رز.. و الان تتو ارتیست و ناخن کارم..
شوگا از اون روز به بعد هیچ سری به رز نزده.. با اینکه توی اون دوماه اول خیلی خوب بود رفتارش با رز نمیدونم چی شد یهو
با یاد اوری اون روزا قطره اشکی از گوشه چشمم افتاد.. به ساعتم نگاه کردم
اوه ساعت 12 هستش باید برم رز
سریع سوار ماشینم شدم و به طرف مهدکودک رفتم
رز: مامانییی
یونجی: سلام مامانی
خوبی.. خوشگذشت.. اره؟
رز: اره.. بریم خونه که حسابی گشنمههه
یونجی: بزن بریم
سوار ماشین شدیم بعد از گذشت 5مین به خونه رسیدیم
یونجی: رز عزیزم برو لباساتو بزار تو سبد من بشورم امروز اخرین روز مهده کودک بود.. تا تو لباستو بپوشی من یچیزی سریع اماده میکنم.. نظرت راجب پیتزا چیه؟
رز: باشه مامان.. عالیه
یونجی: باشه
همینجور که مشغول درست کردن مواد پیتزا بودم گوشیم زنگ خورد
باتعجب به اسمی که سیو شده بود نگاه کردم.. پیشی من♥..بعد از جداییمون اسمشو عوض نکرده بودم.. سریع به خودم اومدمو گوشیمو جواب دادم
یونجی: الو؟
شوگا: الو؟ سلام.. ببخشید با خانم کیم تماس گرفتم؟..کیم یونجی؟
یونجی: بله بفرمایید!
شوگا: فردا بچمو بیار کمپانی میخوام ببینمش

برام جای تعجب بود چرا میخواد بعد این همه مدتت رزو ببینه

شوگا: خانم شنیدی چی گفتم؟
(همه حرفای شوگا سرده)

یونجی: بله.. پس فردا میارمش

رز: مامانی کی بود

یونجی:.....
دیدگاه ها (۳)

دوراهی

دوراهی

یه ناشناسمون نشه؟ 🫠🎀لطفا کویر نشه🥺✨https://daigo.ir/secret/5...

تک پارتی از جیمین#درخواستی بعد از رسیدن به خونه از ماشین پید...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲' 𝘀𝗲𝗮𝘀𝗼𝗻:𝟮𝗣𝗮𝗿𝘁:𝟭𝟭....چند ماه بعد...روزها همین...

پارت ۲۱ فیک دور اما آشنا

سناریو [درخواستی]وقتی دختر ۱۴ سالتون رو با دوست پسرش میبینین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط