پارت

♥️🌻♥️🌻♥️
🌻♥️🌻♥️
♥️🌻♥️
🌻♥️
♥️
🌻 #پارت_57🎈
🐣 #مغرور_عاشق_کش💕

یم ساعتی گذاشت و من هنوز خیره به در بودم!
دیگ مطمئن شدم نمیاد!
تک خنده ای کردم و با پوزخند زیر لب زمزمه کردم: باختی جناب اشراف زاده! خودت با پایه خودت تسلیم شدی!
به طرف درختایه پشت شهر حرکت کردم!
با دیدن درخت سرو وایسادم!
اره همینجا بود!
آجر سیاه رنگو در آوردم! گوشی همینجا بود!
برداشتم و با اولین شماره تماس گرفتم!
باند سیاه: تمنا؟
من: بله خودمم! مدارک دستمه! کار اشراف زاده تمومه! چیزی‌که میخواستم آمادس؟
باند سیاه: رئیس بی صبرابه منتظر شماست!
من: خیلی خب! منتظر ماشینم!
باند سیاه: پنج مین دیگ میرسه!
من: اوکی!
گوشیو قطع کرد و لباسامو مرتب کردم! و به سمت خروجی شهر حرکت کردم!
با دیدن ماشین سیاه رنگ ایستادم!
سوار شدم و به سمت تهران حرکت کردیم!
راننده گوشیو به سمت گرفت و گفت: رئیس پشت خطه!
من: بله؟
رئیس: کارت عالی بود تمنا!‌کاش زود تر میشتاختمت!
من: خب دیگه! حالا کارت ردیف شد!
رئیس: به لطف تو!
من: دیگ شاهان‌نمیتونه ب‌کارش ادامه بده؟؟
رئیس: نه! چیزی ک‌میخوای آمادس! ولی قبلش بیا اینجا تا ی ناهار باهم بخوریم!
من: باشه!
قطع کردم و به راه خیره شدم!
موفق شده بودم!

--•-•-•---❀•♥•❀---•-•-•--
@noveI_home
دیدگاه ها (۱۳)

♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻 #پارت_58🎈🐣 #مغرور_عاشق_کش💕بعد چند ...

♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻 #پارت_59🎈🐣 #مغرور_عاشق_کش💕کامرانلو...

♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻 #پارت_56🎈🐣 #مغرور_عاشق_کش💕"تمنا" :...

♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻♥️🌻♥️♥️🌻 #پارت_55🎈🐣 #مغرور_عاشق_کش💕تمنا: زن...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۲۵تهیونگ : خیلی قشنگه ا.ت : چی ؟تهی...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_265_سلام  به رستوران (...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط