عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part 31

ویو جیمین
بلند شدم گونه ی ات رو بوسیدم از اتاق خارج شدم رفتم آشپزخانه شروع کردم به درست کردن چای بعد از آماده کردن بردم سمت اتاق یونا درو زدم
یونا: کیه
جیمین: منم
یونا: عشقم بیا داخل
رفتم داخل اتاق چای رو بهش دادم بهش لبخند زدم
جیمین: برای بچه خیلی خوبه حتما بخور
یونا: بشین کنارم
کنارش نشستم بهش نگاه کردم همه ی چای رو خورد
جیمین: چطور بود
یونا: خیلی خوب احساس میکنم انرژی کافی رو دارم
جیمین: خوبه
فکر کردم اگه بعد از ده دقیقه نتیجه نداد یونا میمیره
جیمین: تو بخواب من میرم یکم کار دارم
سرشو تکون داد بلند شدم رفتم اتاق خودم کنار ات نشستم
ات: چی شد
جیمین: فکر کنم واقعاً حقیقت داره
ات: از اول معلوم بود اون یه هرزه ست
جیمین: ده دقیقه صبر میکنم اگه جواب نداد یونا رو میکشم
ات: نه نکش
جیمین: تو فراموش کن بیا بغلم
از دستش گرفتم کشیدم تو بغلم گونشو بوسیدم
ات: بزار منم بوست کنم
جیمین: می‌خوایی تو هم منو بوس کنی
ات: آره
جیمین: باشه پس بیا بوسم کن
ویو ات
تو چشاش نگاه کردم آروم نزدیک صورتش شدم صورتشو تو دستام گرفتم لبشو بوسیدم دستای جیمین رو دور کمرم حس کردم با عشق و علاقه به بوسیدنش ادامه دادم بعد از چند مین لبشو آروم مکیدم ازش جدا شدم
جیمین: یکی زیادی شیطون شده بیا اینجا باید کارای بیشتری انجام بدیم
ات: مممم مثلاً چه کارایی
جیمین: میخوایی نشون بدم
ات: نه نمی‌خوام یک ماه پیش فهمیدم چه کاری
جیمین: من مست بودم فکر کردم تو هستی نمی‌دونستم یونا هست ببخشید
ات: واقعا فکر کردی منم
جیمین: آره بیبی خوشگلم
ات: ایندفعه رو باور میکنم
جیمین: ممنون که دوباره بهم اعتماد کردی حالا کجا مونده بودیم
ات: کجا مونده بودیم
جیمین: میخواستیم یکاری کنم
ات: من نمی‌دونم
جیمین: بیبی مطمئنی
ات: آره
جیمین: ولی من نه الانم باهات یکاری میکنم مطمئن باشی ...
ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۳۷)

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

وقتی درسش بد بود و..

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط