{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

loveingorhateing

#loveing_or_hateing
#Part21



منو گذاشت زمین و از سرتا پام بهم نگا انداخت،با عشوه خرکي و صدای مرغی گفت
_سیسی بیا ببینم چه آرایشی بهت میاد سیسی جون
+باعععع آرایش کردنم بلدی؟
_معلومه سیسی جون
+تو رو خدا مث آدم حرف بزن اینطوری شبیه گوزی!
خنده ای کرد و باشه ای گفت
رفتم سر میز آرایشیم نشستم و لوازم آرایشیم رو روی میز گذاشتم
_خب تو خودت چه مدل آرایشی دوس داری؟
+حقیقتش من زیاد آرایش نمیکنم و الان نمیدونم چی بگم
خنده ای به سر داد و گفت
_مشکلی نیس عشقم خودم تو رو آرایش میکنم
+باشه فقط تو رو خدا صورتی آرایش نکن
_چشم
شروع کرد به میکاپ کردنم و وقتی تموم شد گفت
_خب به نظر خودم که عالی شدی نظر خودت چیه
نگاهی به خودم انداختم و واقعا خوشگل شده بودم
+داف مناطق سئول کیه؟؟من من من
_داف مناطق محروم
+ایش گمشو
_گ/وه خوردم
+خیلی هم خوردی
_باشه پس خواستی همین آرایش رو موقع رفتنت برات انجام بدم؟
+اوهوم و موهامم درست کن ببینم
_اینطوری خیلی خوشگل تره ولی چشم
موهام رو جمع کرد و بالا دم اسبی بست و بعد گوجه کرد و چن تا گل روشون گذاشت
+داداش مگه عروسیمه
آیان گونه‌اشو روی گونه‌ام چسبوند و یه صحنه خیلی کیوتی رو ایجاد کرد
_عاممم دوس داشتم تو خواهرم یا مامانم باشی شایدم زن آینده‌ام
+من که ازت بزرگترم
_سن مهم نیس عشق واقعی مهمه!
+باشه آیان بس‌ کن از چیزای رمانتیک و عاشقانه خوشم نمیاد

گونه‌اش رو از گونه‌ام جدا کرد و ببخشیدی گفت بعد ادامه داد
_اگه از این مدل مو خوشت نمیاد یکی دیگه برات درست کنم
صداش یه بغض خاصی داشت
عذاب وجدان گرفتم
آخه ا.ت چرا دل این پسر بچه رو میشکنی؟
از جام بلند شدم و ایان رو در آغوش کشیدم
+ببخشید که ناراحتت کردم آیان
آیان شروع کرد به گریه کردن
_من نمیخواستم عصبانیت کنم ببخشید کیم!
محکم تر بغلش کردم و گفتم
+مشکلی نیس خواهش میکنم گریه نکن
خودم رو ازش جدا کردم و گونه‌اش رو بوسیدم و اشک هاش رو پاک کردم
+بیا بریم ناهار درست کنیم باشه عزیزم؟؟
چشماش برق زد و با خنده گفت
_اول بزار برم صورتم رو بشورم بعد بیام راستی اون برج ایفل رو هم باز کن
باشه ای گفتم و رفت تو دستشویی اتاقم صورتش رو بشوره
منم موهام رو باز کردم و شونه زدم که آیان اومد و شونه رو ازم گاپید(نمیدونم درست نوشتم یا نه)
_بزار من شونه کنم!
+باشه
بعد از اینکه موهام رو شونه کرد باهم به سمت آشپزخونه رفتیم





منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا




خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

#loveing_or_hateing #Part22گفتم+خب چی درست کنیم؟با تردید گفت...

#loveing_or_hateing #Part23_ببین اونجا با هیچ پسری به جز داد...

#loveing_or_hateing #Part20_امممم خیلی خوشمزست!با تمام قدرتم...

#loveing_or_hateing #Part19_غذا خیلی خوشمزست کی درست کرده؟؟گ...

#loveing_or_hateing #Part32ویو ا.ت صبح بیدار شدمو رفتم دستشو...

پارت ۲۴فردا صبح:ویو ا.ت:بیدار شدم و ساعت نگاه کردم وایی نه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط