{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را
و جارو می کشم این کوچه ی رو به خیابان را

شبیه پنجره هر صبح روی من به تو باز است
نوازش می کنم با بوسه ام گل های ایوان را

هوای خانه ام را مه گرفته، قطره های اشک
شبیه آب دریا شور کرده چای فنجان را

کجایی تا ببینی پا به پای ام ابر می گرید
به روی سقف خانه می نوازد "باز باران" را

نمی دانی چه رنجی می کشم در کنج تنهایی
مگر روزی بخوانی خط به خط دیوار زندان را

لبم خشکید از بی مهری و قلبم ترک برداشت
نمی پرسد کسی این روزها حال بیابان را

سیدعلیرضا جعفری
دیدگاه ها (۴۱)

از دوست بریدیمٖ به صد رنج و ندامتاز دوست به‌خیر آمد و از ما ...

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ؛؛ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩﭼﺸﻢ ﮔ...

زندگی آموخت گاهی سربزیری بهتر استوقت دلتنگی برایت گوشه گیری ...

سفر به خیر گل من که می روی با باد ز دیده می روی اما نمی روی ...

به نام خدایی که جان و روح را آفریدCENTERقسمت*۲۵*صبح شد، یا چ...

تکاپو پارت 78:عکس هایمان...«اسلاید دوم» 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دامیان کفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط