{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلم

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلم
این چنین آغشته شد عشق تو با آب و گِلم

با که غیر از چشم هایت راز دل افشا کنم؟
من که زیر تیغ ابروی تو مرغ بسملم

جنگ عقل و دل به پا شد، هرکه راه خود گرفت
آن قَدَر دیوانه ات بودم که گفتم عاقلم

با نگاهی جای خود را در دلم وا کرده ای
قاتلم را ناگزیر آورده ام در منزلم

روزگاری از تو غافل بودم و در بند خویش
حال در بند تو افتادم که از خود غافلم
دیدگاه ها (۱)

باید به حکم عقل کند دوری اختیاراینجا که می رسم به کفم اختیار...

.. رفته ای، عطرت ولی در خانه ام جا مانده استیک نفر دور از تو...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ای...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلماین چنین آغشته شد عشق تو...

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلماین چنین آغشته شد عشق تو...

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلماین چنین آغشته شد عشق تو...

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلماین چنین آغشته شد عشق تو...

ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیاای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بی...

ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیاای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بی...

ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیاای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بی...

ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا ب...

از سر زلف "تو" پیداست که "سر" می خواهیاز فروپاشی یک شهر خبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط