{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌

‌‌‌
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست
در بندِ سرِ زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردنِ او می‌بینی
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست
دیدگاه ها (۱)

attar-050615

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

‼️واقعا تحلیل این رفتارها در ذهن و مغز انسان نمی‌گنجد!برای د...

مشروب انقد تو خونش زیاد شده بود که چشمای ریندو، ران رو دوتا ...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

دوست داشتنِ یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه‌ست.اولش عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط