{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My goddess

♡My goddess⁦♡
part ۸


با عصبانیت بلند شدم و رفتم تو اتاقم و به خدمتکار گفتم که به اون دختره بگه بیاد
خدمتکار: چشم آقا الان بهشون میگم
هیوجین: راستی اسمش چیه؟
خدمتکار: آلوِنا، آقا من برم کاری که خواستید رو انجام بده
هیوحین: اوهوم برو
بعد چند دقیقه دختره اومد
هیوجین: بیا تو
اومد داخل-
هیوجین: در رو ببند
قیافش نشون میداد ترسیده
هیوجین: زن ایندم چطوره؟ پوزخند- خودت خوب میدونی که تو فقط یه قربانی هستی
.....
هیوجین: این فقط یه ازدواج صوریه و تو فقط باید کاری که باید رو انجام بدی...پس چیزی به غیر از این حق نداری به سرت بزنه
هنوز ساکت بود
هیوجین: و برای امشب آماده شو
و رفتم بیرون تا یکم برای خودم تنها باشم، ماشینو روشن کردم و رفتم بیرون
الونا:
بعد رفتن اون پسره رفتم تو اتاقم و گوشیمو نگاه کردم که دیدم شارژ شده، از شارژر درش آوردم و دیدم که نوریو پیام داده
پیام:
نوریو: هعی دختر چی شد؟ حالت خوبه؟ فرار کردی؟
شروع کردم به تایپ کردن
الونا: اره خوبم ولی هنوز نتونستم کاری کنم
بعد پیامم چند دقیقه گذشت که دیدم آنلاین شده و داره تایپ می‌کنه
نوریو: چرا؟ چیزی شده؟
الونا: وقت نکردم درضمن نمیدونم چجوری باید فرار کنم هیچ نقشه ای ندارم اصلا هیچ جارو نمیشناسم
نوریو: باشه باشه الان فقط تمرکز کن تا بتونی بفهمی تو چجور مکانی هستی و خوب همه جارو بشناس
الونا: اوهوم
هیوجین:
تنها جایی که نزدیک بود وَ الان به ذهنم می‌رسید بار بود پس رفتم به سمت نزدیکترین بار، تا رسیدم اون فضای مستش داشت روانیم میکرد ولی این چند شب نباید مست کنم برای همین فقط یه مشروب قرمز با جام کوچیک سفارش دادم


شرایط: ۴۰ لایک ۳۵ کامنت(حیحححح)
دیدگاه ها (۴۸)

من الان دارم. چی میبینم؟انفالو؟؟؟؟؟؟؟واقعا خیلی بی احترامی ش...

♡My goddess⁦♡part ۹الونا:بعد اینکه یکم با نوریو حرف زدم حرف ...

♡My goddess⁦♡part ۷(فلش بک)هیوجین:ساعتای ۷ بود که لباسامو پو...

♡My goddess⁦♡part ۶ساعتای ۱۰ نیم بود که هنوز داشتی به این فک...

♡My goddess⁦♡part ۲۷هیوجین: جالبه با برادرش خیلی خوشحال و پر...

تعجبی کردم و بهش گفتم:یعنی هیون جین و سومون منو پیدا کردن؟و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط