{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود
زده‌ام زیر غزل، حال و هوایم ابریست
هیچ‌کس مانع این بغض نباید بشود
بی گلایه به در خانه‌تان آمده‌ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود ؟
تُف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد
ناگهان آمد تا اسم تو ابجد بشود
ناگهان آمد و زد، آمد و کشت، آمد و برد
- او فقط آمده بود از دل ما رد بشود -
تیشه برداشته‌ام ریشه‌ی خود را بزنم
شاید افسانه‌ی من نیز زبان‌زد بشود
باز هم تیغ و رگ و ... مرگ برم داشته است
خون من ضامن دیدار تو شاید بشود ...
دیدگاه ها (۵)

ﯾﮏ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ؟؟؟ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﭘﯿ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد<هر چه کردم - هر چه - آه...

داستان عاشقانه جدید

داستان عاشقانه جدید

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 106✦...................

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

داستان عاشقانه جدید

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط