{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
<هر چه کردم - هر چه - آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل
<گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بی تو خشکیدند پاهایم کسی را هم نبرد
<درد دل با سایه ی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
<خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آن گونه در تب، آه از مادر بپرس
<دستمال تب بر نم دار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا برد؟ که بعد از رفتنت
<عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
دیدگاه ها (۴)

به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو ...

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و باید بشو...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوستهمه دریا از ان ما کن ای دوست...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هرچه کردم ـ هر چه ـ آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط