{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود
عشقِ ما از عشق‌های کوچه بازاری نبود

سال‌ها بود از خدا عشق تو را می‌خواستم
دیدنت جز التفات حضرت باری نبود

هرکجا نام تو آمد گریه کردم همچو شمع
در هجوم بغض وقت آبروداری نبود

از تو گفتم در فراق و از تو‌گفتم در وصال
قصه ی زلف پریشان تو تکراری نبود

سال‌ها هی زندگی تفسیر شد «این» است و «آن»
زندگی جز فرصت کوتاه دیداری نبود...
دیدگاه ها (۹)

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبودعشق ما از عشق‌های کوچه باز...

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبودعشق ما از عشق‌های کوچه باز...

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبودعشق ما از عشق‌های کوچه باز...

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 🍃 🌸 🍃 🌸 دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبو...

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبودعشق ما از عشق‌های کوچه باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط