{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود
عشق ما از عشق‌های کوچه بازاری نبود

سال ها بود از خدا عشق تو را می خواستم
دیدنت جز التفات حضرت باری نبود

هر کجا نام تو آمد گریه کردم مثل ابر
در هجوم بغض وقت آبروداری نبود

از تو گفتم در فراق و از تو گفتم در وصال
قصه ی زلف پریشان تو تکراری نبود

سال ها هی زندگی تفسیر شد این است و آن
زندگی جز فرصت کوتاه دیداری نبود..
دیدگاه ها (۳)

بــه دل هـــوای تــو دارم و بر و دوشتکه تا سپیده دم امشب کشم...

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی ؟ببین عشق دیوانه ی من چه کردی؟...

من از شب های تنهایی، هزاران داستان دارمدرون دل نمی دانی، چه ...

یک شب از کوچه ی معشوقه گذر خواهم کرددزدکی باز به آن خانه نظر...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 163 {END}✦.............

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

پارت ۵۴:خاکسپاری رنگین کمان(Rose)چند روز گذشته بود و حالا وق...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط