{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.
ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ،

مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….

وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش

باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟

دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن

به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش !

دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی …

نمک بزن … نمک …

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟!

فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم،

چه بلائی سر من میاری.
دیدگاه ها (۲)

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن یک امشبی با من بمان بامن سحر ک...

یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن! کم و کمتر شدن آدم ...

فقر گرسنگی نیست فقر عریانی هم نیست... فقر گاهی زیر شمش های ط...

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند پراز حس های خوبند پراز حرف...

اکبر جوجه گلوگاه

استی: فلیکس، کدوم برات دست‌یافتنی‌تره؟۱. رسیدن به چلنجر*یا۲....

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

ترجمه لایو ویورس امروز تهیونگ وجونگ‌کوک:🐻🌸🐰🐰: من در حال رژیم...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

طرزتهیهمرغشکمپر

طرز تهیه فاجی براونی🍫مواد لازم:کره: ۱۱۵ گرمشکلات تلخ یا نیمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط