شب رویایی
شب رویایی
پارت ۲۸
اسلاید ۲ گائول
خانم/ک: وای پسرم باورم نمیشه کی ازدواج کردی کی بچه دار شدی واسه عروسم چه خوشگله
کیونگ می : نه اشتباه میکنید من عروس
تهیونگ با آرنجش زد به دسته کیونگ می لبخند زوری زد
تهیونگ : اوما چرا اومدی
خانم /ک: این چه حرفیه که میزنی خوب معلومه اومدم بهتون سر بزنم
جیمین از پله ها پایین اومد سمته خانم کیم رفت و بغلش کرد
جیمین : خاله جون خوب کردین که اومدین
خانم /ک: خوب بگو پسرم کی ازدواج کردین
تهیونگ : ما ازدواج نکردیم
صدای بلندی به گوششون خورد مثله این بود که یکی با پاس زد به در کائول با پوتین های که پوشیده بود لگدی به در زد و وارده آپارتمان شد سمته آنها آمد و با نیخشدی که میزد و آدامسی که می جوید گفت
گائول : یعنی بدونه ازدواج حاملش کردی ها درک میکنم نتونستی مقاومت کنی یه شب رویایی داشتین مگه نه رفتین هتل نه آخه اینجا مطمئنم از صدا هاتون کسی نتونسته بخوابه
جیمین : گائول داداشی کم حرف بزن خاله جون اینجا ست
گائول : خاله چطور مطوری خوبی شوهر خاله خوبه ها بگو ببینم بچه مچه که تو راه نیست
خانم /ک: نه دخترم ما تو این سن و سال
جیمین : بریم بریم بشینیم
همه سمته مبل ها رفتن و نشستن تهیونگ کناره کیونگ می نشست جیمین و اون سوک کناره همدیگه نشستن
خانم کیم با خوشحالی گفت
خانم /ک: خوب پسرم تعریف کن چطور بچه دار شدین
گائول به دستشو گذاشت رویه شونه برادرش یعنی جیمین با پوزخند گفت
گائول : خاله اون که معلومه اول شب میشه بعدش اتاق بعدش تخت بعدش خیمه زدن و بوس و گاز و فا*ک
جیمین : گائول ......
کیونگ می : خانم هیچی اونجوری که شما فکر میکنید
با ضربه ای که به آرنجش زده شد سریع نگاه عصبی به تهیونگ انداخت
تهیونگ : مادر کیونگ می دوست دخترمه و اینم بچه مونه
کیونگ می : من نی
تهیونگ دوباره با آرنجش زد به دسته کیونگ می و سریع گفت
تهیونگ: کیونگ می یکم خجالتیه اوما
کیونگ می : اوهم راست میگه
خانم /ک: اسمه نوم چیه ؟
کیونگ می : نینو
گائول : یه اسمه خفن تر میذاشتین
کیونگ می : آخه خیلی کیوته
گائول : هی بروبچ بریم بیرون یه جای خیلی خوبی رو سراغ دارم
جیمین : گائول خاله اینجاست
خ/کیم: نه شما برید من پیشه نوم میمونم برید برید اینجا سرمو به درد میارید
تهیونگ : باشه پس ما بریم ...
پارت ۲۸
اسلاید ۲ گائول
خانم/ک: وای پسرم باورم نمیشه کی ازدواج کردی کی بچه دار شدی واسه عروسم چه خوشگله
کیونگ می : نه اشتباه میکنید من عروس
تهیونگ با آرنجش زد به دسته کیونگ می لبخند زوری زد
تهیونگ : اوما چرا اومدی
خانم /ک: این چه حرفیه که میزنی خوب معلومه اومدم بهتون سر بزنم
جیمین از پله ها پایین اومد سمته خانم کیم رفت و بغلش کرد
جیمین : خاله جون خوب کردین که اومدین
خانم /ک: خوب بگو پسرم کی ازدواج کردین
تهیونگ : ما ازدواج نکردیم
صدای بلندی به گوششون خورد مثله این بود که یکی با پاس زد به در کائول با پوتین های که پوشیده بود لگدی به در زد و وارده آپارتمان شد سمته آنها آمد و با نیخشدی که میزد و آدامسی که می جوید گفت
گائول : یعنی بدونه ازدواج حاملش کردی ها درک میکنم نتونستی مقاومت کنی یه شب رویایی داشتین مگه نه رفتین هتل نه آخه اینجا مطمئنم از صدا هاتون کسی نتونسته بخوابه
جیمین : گائول داداشی کم حرف بزن خاله جون اینجا ست
گائول : خاله چطور مطوری خوبی شوهر خاله خوبه ها بگو ببینم بچه مچه که تو راه نیست
خانم /ک: نه دخترم ما تو این سن و سال
جیمین : بریم بریم بشینیم
همه سمته مبل ها رفتن و نشستن تهیونگ کناره کیونگ می نشست جیمین و اون سوک کناره همدیگه نشستن
خانم کیم با خوشحالی گفت
خانم /ک: خوب پسرم تعریف کن چطور بچه دار شدین
گائول به دستشو گذاشت رویه شونه برادرش یعنی جیمین با پوزخند گفت
گائول : خاله اون که معلومه اول شب میشه بعدش اتاق بعدش تخت بعدش خیمه زدن و بوس و گاز و فا*ک
جیمین : گائول ......
کیونگ می : خانم هیچی اونجوری که شما فکر میکنید
با ضربه ای که به آرنجش زده شد سریع نگاه عصبی به تهیونگ انداخت
تهیونگ : مادر کیونگ می دوست دخترمه و اینم بچه مونه
کیونگ می : من نی
تهیونگ دوباره با آرنجش زد به دسته کیونگ می و سریع گفت
تهیونگ: کیونگ می یکم خجالتیه اوما
کیونگ می : اوهم راست میگه
خانم /ک: اسمه نوم چیه ؟
کیونگ می : نینو
گائول : یه اسمه خفن تر میذاشتین
کیونگ می : آخه خیلی کیوته
گائول : هی بروبچ بریم بیرون یه جای خیلی خوبی رو سراغ دارم
جیمین : گائول خاله اینجاست
خ/کیم: نه شما برید من پیشه نوم میمونم برید برید اینجا سرمو به درد میارید
تهیونگ : باشه پس ما بریم ...
- ۲۱.۸k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط