{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

وقتی به عنوان خواهر ۱۳ سالشون میزنی تو گوششون (اعضا مافیان)

چان:ا.ت‌فکر‌کنم‌زیاد‌باهات‌مهربون‌بودم‌که‌همچین‌کاریو‌انجام‌دادی(باعصبانیت)


لی‌نو:تا‌یه‌هفته‌حق‌نداری‌نه‌بری‌تو‌گوشیت‌نه‌از‌اتاقت‌بیای‌بیرون(عصبی )


چانگبین:میزنی‌تو‌صورت‌من‌باشه‌یکار‌بات‌میکنم‌که‌مربیم‌بامن‌نکرد‌
۱۰۰پلانک‌بزن‌همین‌الان
ا.ت:ببخشید‌چیکار‌کنم‌ببخشیم‌هاا
چانگبین:۱۰۰تارو‌بزن‌میبخشمت
ا.ت🥺


هیونجین:ا.ت‌فکر‌کنم‌حواست‌نبود‌دستت‌خورد‌آره
ا.ت:نخیرم‌دلم‌خواست‌بزنم‌توصورتت‌
هیونجین:باشه‌باهات‌یکاری‌میکنم‌‌که‌خودت‌با‌خودت‌نکردی😏
ا.ت:چیکار؟؟
هیونجین:میفهمی‌خواهر‌قشنگم


هان:بااینکع‌مافیام‌ولی‌چطور‌دلت‌اومد🥺💔
ا.ت:خیلی‌راحت
هان:وایسا‌پارت‌کنم
ا.ت:الفرار

فیلیکس:باصدای‌خفنش‌میکنه‌تنبیهه‌سختی‌در‌راه‌داری‌نونا😏


سونگمین:تا‌یه‌هفته‌نمیزارم‌خوراکی‌بخورییی
حرفم‌نباشه


آی‌اِن:اصلا‌جرئت‌نداری‌چون‌ازاین‌صگ‌داداشاست‌البته‌دور‌از‌جونش🥹❣
دیدگاه ها (۲)

این‌عادیه‌که‌من‌سر‌اینا‌سکته‌کردم؟؟😮‍💨❣️❣️❣️❣️❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️...

#مافیای_من P:14(ویو ا‌.ت)بعد از بیرون رفتنش از اتاق چند دقیق...

#مافیای_من P:13(ویو ا.ت)درحالی که گوشیمو از تو کیفم در می‌آو...

#مافیای_من P:12(ویو ا.ت)وارد فروشگاه مورد شدم و مشغول نگاه ک...

وقتی اون....(درخواستی)

عشق مافیا

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط