{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیانت کرد لیلایی که فکرش را نمی کردم

خیانت کرد لیلایی که فکرش را نمی کردم

چه بی پروا و رسوایی که فکرش را نمی کردم

درونِ آستینم بود و گفتم مار من اهلیست

مرا بلعید آن جایی که فکرش را نمی کردم

هزاران بوسه بر پایش زدم گفتم خدایی کن

چنان لهِ کرد با پایی که فکرش را نمی کردم

هر آن کس می شود عاشق دمی راحت نمی بیند

به دل دیدم بلاهایی که فکرش را نمی کردم

من از بیگانگان هرگز دلم از خویش می ترسد

به خاکم زد دلارآیی که فکرش را نمی کردم

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

مثل خرمشهر هستم..مثل خلخالی تو هممن تداعی می کنم غم را و باح...

سهراب سرگشته

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

داستان زن بی پروا، عاقبت بدحجابی و شوخی با نامحرم.یکی از علم...

وقتی شش ساله بودم روزی در کتابی راجع به جنگل طبیعی که « سرگذ...

قاضی صلواتی می‌گفت اگر حرف نزنید همین‌جا در سلول چالتان می‌ک...

امام جماعت مسجدی در ونک (یکی از محله‌های تهران) از قبل انقلا...

یکی از علماء مشهد می فرمود : روزی در محضر مرحوم حجة الاسلام ...

#تبهکار_قهرمان...پارت9....یهو در لابه لای آن هیولاها هیولایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط