خیانت کرد لیلایی که فکرش را نمی کردم
خیانت کرد لیلایی که فکرش را نمی کردم
چه بی پروا و رسوایی که فکرش را نمی کردم
درونِ آستینم بود و گفتم مار من اهلیست
مرا بلعید آن جایی که فکرش را نمی کردم
هزاران بوسه بر پایش زدم گفتم خدایی کن
چنان لهِ کرد با پایی که فکرش را نمی کردم
هر آن کس می شود عاشق دمی راحت نمی بیند
به دل دیدم بلاهایی که فکرش را نمی کردم
من از بیگانگان هرگز دلم از خویش می ترسد
به خاکم زد دلارآیی که فکرش را نمی کردم
سرگشته
چه بی پروا و رسوایی که فکرش را نمی کردم
درونِ آستینم بود و گفتم مار من اهلیست
مرا بلعید آن جایی که فکرش را نمی کردم
هزاران بوسه بر پایش زدم گفتم خدایی کن
چنان لهِ کرد با پایی که فکرش را نمی کردم
هر آن کس می شود عاشق دمی راحت نمی بیند
به دل دیدم بلاهایی که فکرش را نمی کردم
من از بیگانگان هرگز دلم از خویش می ترسد
به خاکم زد دلارآیی که فکرش را نمی کردم
سرگشته
- ۱.۵k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط