{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part No escape

Part 18 — No escape

همه نگاه‌ها روی اون ماسک مربعی قفل شد. سکوت سنگینی بین بازیکن‌ها افتاده بود، نفس هیچ‌کس درنمی‌اومد. بعد از چند لحظه مکث، ماسک مربعی بالاخره گفت:

"درسته."

همون مردی که حرف رو زده بود، یه قدم جلو اومد.

"پس باید رأی‌گیری کنید. اگه اکثریت رأی بدن که بازی متوقف شه، باید بذارید ما بریم خونه."

"خیلی خب، به‌منظور پایان بازی‌ها، رأی‌گیری انجام می‌شه."

یه عده نفس راحت کشیدن، انگار هنوز یه راه برای فرار داشتن. اما همون موقع، ماسک مربعی یه قدم جلوتر اومد.

"قبل از رأی‌گیری، اجازه بدید مقدار مبلغ جایزه رو اعلام کنم."

همه یه لحظه متوقف شدن. بعضی‌ها حتی پلک نمی‌زدن. ماسک مربعی یه کنترل از جیبش درآورد و یه دکمه رو فشار داد.

یک‌دفعه چراغ‌ها خاموش شدن. سکوت مرگباری کل سالن رو گرفت. فقط صدای نفس‌های پر از استرس بازیکن‌ها شنیده می‌شد. یک نور طلایی، درست بالای قلک غول‌پیکرِ وسط سالن، روشن شد. یه موسیقی کوتاه و عجیبی پخش شد. از سقف چند دسته اسکناس افتادن توی قلک، صدای برخورد پول‌ها با هم توی سکوت سالن، مثل پتک توی سر همه فرود اومد.

چشم همه روی اون پول بود. بعضی‌ها خشکشون زده بود، بعضی‌ها حتی نفسشون رو حبس کرده بودن. وسوسه از نگاه خیلی‌ها می‌بارید.

"در بازی اول، 146 نفر حذف شدن. به‌ازای هر نفر، 100 میلیون وون اضافه شد. بنابراین، تا این لحظه، مبلغ کل جایزه 14.6 میلیارد وون است. اگه بازی رو متوقف کنید، سهم هرکدوم از شما 774 میلیون وونه."

یکی از بازیکن‌‌ها، که تا حالا فقط مات و مبهوت به پول نگاه می‌کرد، با صدای خش‌دار و هیجان‌زده‌ای پرسید:

"اگه شش تا بازی رو ببریم، جایزه نهایی چقدره؟"

"از اونجایی که 456 نفر در ابتدا شرکت داشتن، مبلغ کل جایزه 45.6 میلیارد وونه."

چشمای بازیکنا یه لحظه از تعجب گشاد شد. 45 میلیارد؟ این عدد توی ذهن همه پیچید. زمزمه‌های هیجان‌زده بینشون پخش شد. بعضیا به‌وضوح مردد شده بودن. باید بازی رو ترک می‌کردن و با مبلغ قابل‌توجهی می‌رفتن؟ یا باید می‌موندن و برای یه زندگی رویایی، تا پای مرگ بازی می‌کردن؟

"حالا رأی‌گیری رو شروع می‌کنیم."


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۰)

Part 19 — No escapeحالا جلوی ماسک مربعی یه دستگاه بود که روش...

Part 20 — No escape وقت ناهار بود. بازیکن‌ها به صف ایستاده ب...

Part 17 — No Escape فلیکس هنوز به اون دختر خیره بود. زنده مو...

Part 16 — No Escape "چراغ سبز، چراغ قرمز!"همه با تموم توانشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط