{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💎

💎
کیه که ندونه زندگی پر از خستگی ها،دلتنگی و ناامیدی های لحظه ایه!
اما میشه دل خوش کرد به اندک آدمهایی که به هر ماه و فصل یک جورِ متفاوتی نگاه می کنند و بهش پر و بال میدن،ازش میگن،می نویسند و می خونند تا تو باورت بشه قشنگیهای زندگی و اون ژستِ دلچسب و خواستنی ترِ همین ریتمِ به ظاهر کلیشه ای رو...
اون آدمها و لحظه خوبه ها رو باید مثلِ یک شاخه گلِ رز یا یاسِ هزارپر خشک کرد و گذاشت لای بهترین کتابها و دفترِ خاطرات تا هر بار از عطرِ بی نظیرشون مست بشی!
همون آدم ها که بهآرنارنجِ اردیبهشت رو هم پای تو به دلبرانه ترین شکلِ ممکنش نفس می کشند و در عینِ حال تا همیشه عاشقِ فصلِ سبز می مونند...اما هیچ گاه یادشون نمیره پآییزِ طلایی رو جورِ دیگه ای جدی بگیرند...
هزارهزار بهونه ی پآییزیِ خوشرنگ و دلربا جفت و جور می کنند تا دلت مثلِ سابقش نباشه...
تا حالِ خوشِ حضرتِ پآییز،سفت و سخت گره بخوره به تاریک_روشنای زندگیت...غمت نباشه قول میدم همین آدمها حکمِ شال گردن میشن برای زمستونِ سردت و حاضرند همه ی برفهای دنیا رو با هٌرمِ نگاهشون آب کنند فقط برای اینکه بهآر رو باور کنی...!
آدمهای نایابِ خالصی که گاه با چشمهای غیرِ مٌسلّح دیده نمیشن!!
دیدگاه ها (۱)

🌰🍂 جمع‌آوری گردو در شهمیرزاد؛ عطر پاییز در دل طبیعت 😍🌳🍁🌿 فصل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#pain#P⁹⁶#Season²جونگکوک با فکر مشغولش کمی کنار میاد و به مب...

PT/۲ ات چشاشو ریز کرد مشکوک و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

فصل دومپارت ششم | شهربازی زیر نور ماهیک هفته بعد...لیانا روی...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط