{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم ،

چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد

در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،

دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”

و اگر نخواهد “نمی شود”

به همین سادگی …

کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم

فقط او را می خواندم و بس …
دیدگاه ها (۱)

حکایت ما آدم ها …حکایت کفشاییه که …اگه جفت نباشند …هر کدومشو...

دلم پرواز میخواهد دلم باتو پریدن درهوای باز میخواهد.....

شبتون بی غم دوستان..

این می چه حرامی است که عالم همه زان میجوشدیک دسته به نابودی ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

مرد بی رحم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

مرد بی رحم

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط