{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#pain

#pain
#P⁵²
جونگکوک که واقعا انتظار اینو نداشت و تصور میکرد که با تهیونگ قراره زیر یک چتر راه برن اخم کمرنگی کرد و با چتر جداگونه کنار تهیونگ داشت راه میرفت
جونگکوک وسط راه ایستاد
تهیونگ چند قدم بعد متوجه شد و برگشت
تهیونگ: چرا وایسادی؟
تهیونگ به سمت جونگکوک رفت
تهیونگ: ببینم چیزی شده؟ چرا اخم کردی؟ نکنه سردته؟ من لباس اضافه هم دارم میخوای؟
اخم جونگکوک پر رنگ تر شد و چترش رو زمین انداخت و زیر بارون شدید ایستاد و صداشو کمی بلند کرد
جونگکوک: من از اینکه تو چتر اضافی داری ناراضیم تصور میکردم که فقط یک چتر داری و قراره باهم زیر یک چتر راه بریم ولی الان تو یک چتر اضافه داری حتی لباس اضافه داری میگم راستشو بگو دوست پسر اضافه ام داری؟
تهیونگ سریع به سمتش رفت و چتر رو بالا سرش گرفت، بعد آروم روی صورتش خم شد و لبخند نگاهش کرد
تهیونگ: دوست پسر اضافه؟ تا تو رو دارم یکی دیگه نیازم نمیشه... پس ایا نیازه من این پسر ناراضی رو راضی کنم؟
جونگکوک با همون اخم سری تکون داد به نشانه ی تایید
تهیونگ: پس این چتر رو بگیر تا من اون یکی رو بردارم و بزارم توی کیفم بعد باهم میریم یک جایی باشه؟
دوباره جونگکوک سرشو تکون میده به معنی باشه و چتر رو از تهیونگ میگیره
تهیونگ از زیر چتر میره و اون یکی چتر رو برمیداره و بعد از کمی تکون دادن که ابش بره اون رو داخل کیفش میزاره و زیر چتر برمیگرده
حالا با هم زیر یک چتر به سمت جایی که قرار بود برن. جونگکوک حالا اخمش از بین رفته و لبخند کوچیکی روی لباش جا خوش کرده. جونگکوک هنوز خبر نداشت کجا قراره برن داشتن راه میرفتن
شونه هاشون به هم میخورد
جونگکوک چتر رو گرفته بود و تهیونگ دستشو روی دست جونگکوک گذاشته بود
هردو با لبخند داشتن راه میرفتن
یک دفعه تهیونگ ایستاد که خب باعث ایستادن جونگکوک هم شده
تهیونگ جونگکوک رو به سمت یک خونه کشید و بعد از باز کردنش وارد خونه شدن
دکوراسیون با رنگ های خنثی و مقداری با رنگ های سرد تزئین شده بود
تهیونگ چتر رو توی یک سبد کنار یک چتر با رنگ آبی نفتی گذاشت
بعد کیف خودش و جونگکوک رو زمین گذاشت و روی کاناپه خودش رو رها کرد
جونگکوک با تعجب و کمی شگفتی در حال بررسی خونه بود
تهیونگ: خب نظرت چیه؟
جونگکوک: قشنگه ولی اینجا مال کیه؟
تهیونگ: مال...
دیدگاه ها (۳)

#pain #P⁵³تهیونگ: مال... تهیونگ این خونه رو مادربزرگش که خیل...

#pain #P⁵¹5 ماه بعد صبح طبق معمول جونگکوک زودتر از تهیونگ تو...

#pain #P⁵⁰چشم تهیونگ برای یک لحظه پرید و همش بخاطر شوکه شدن ...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part30🍬تهیونگ نفساش پر از حرص شده بود. با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط