{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جان چشمانت قسم

به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام …
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من . . .
دیدگاه ها (۱)

تلخی رفتنت راتاب آوردم…!امادلتنگی غروب های جمعه بعد از تومرا...

من آنقدر امروز و فرداهاینیامدن را دیده ام که دیگر هیچ وعده ب...

.رفت با اتوبوسی که همسفرش دلم بودبا کمی سرعت در جاده ای خیس ...

ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے به ﺑﻌــﺪ بهﺧــــﻮﺩﺕ میگے ﺍﺻـــــﻠﻦ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠـــے ﺩ...

اما بزرگ ترین اتفاق زندگی من اوتاکو شدن بود همون اتفاق شگفت ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط