کوچولومن پارت۳
ویو مایکی
امروز امدیم بیمارستان واسه حالش که یکی بهم خورد نگاش کردم چقد شبی منه نکنه ..... نه امکان نداره پلیسا گفتن مرده تو شوک بودم که پزشک امد و سریع رفت پشتش قایم شد
یکم بعد اروم زمه زمه کرم ... مای کم از پشتک دکتر بیرون امد بدون هیچ عکس عملی گفتم
اسم این دختر مای؟؟
دکتر سری به نشانع تاکیید نشان داد
دکتر گفت تو این دختر رو میشناسم
سریع گفتم خواهرمه
تعجب کرد ک پدر بزرگ امد سمتم که گفت بریم ولی یهو نگاش به مای افتاد و بلند گفت مای دخترم مای تا پدر بزرگ رو دید پرید بغلش
هی این چرا بغل من نیومد
ولش
ویو نویسنده
دکتر گفت شما خانواده این دختر هستید
پیر مرد جواب داد بله
× خب پس بیان تا ماجرا این خانوم کوچولو رو براتون بگم
÷ باش
پیر مرد و دکتر رفتند
مایکی جلو مد و مای را محکم بغل کرد
و مای هم اورا
مایکی احساس کردم لباسش خیسه متوجه شد مای گریه میکنه
مای از خودش جدا کرد گفت
+ خواهر من گریع نکن از الان داداش تا اخر عمرت پیشتع
باشه
ولی هرچه منتظر جواب ماند مای جواب نداد
و فقد سرش را تکان داد
مدتی گذشت و پیرمرد امد به سمت نوه هاش و انها رو به سمت خانه هدایت کرد
در کب راه مایکی دست مای را ول نمیکرد و مهم فشار میاد تا اینکه کم مای خواست دستش را بیرون بکشد اما با نگاه های مرگبار برادرش پشیمان شد
مایکی متوجع شد و کمی دستش را ارام تر گرفت
بعد مدتی به خانه رسیدند
شین ( نویسنده به دلیل گشادی شینچیرو رو شین خطاب میکنی ) در را باز کرد اما تعجب
کرد ولی مایکی دست مای را گرفت و برد به اتاقش و یکی از لباس های خودش را به مای داد تا عوض کند
در همین حین پس پدربزرگ و شین
شین &
پدر بزرگ هم $
& این کیه
$ مای
& چیییی امکان نداره
$ چرا داره و کل ماجرا رو براش توضیح داد
ودر اخر گفت مای از حرف زدن میترسه از همه چیز مثل اختلال روانیه و باید مواظبش بود چون ممکن بلایی سر خودش بیاره و ماباید باهاش کار کنیم تا اجتماعیی شه و حرف بزنه و به مایکی چیی نگو چون شررر و به مای هم همین طور استرس وارد نکن و نباید به قلبش ضربه بخوره یا فشار بیاد و بعضی کلمات باید براش توضیح بدی و مای الان زیادی احساساتیه و خیلی چیزا نمیفهمه پس مراقب باش از کلمه کع خواست براش بگو چون ........(....نشانه مکس) که خلاصه بگم شکنجه شده و یجورایی بش تجاوز شده اون جور که دکتر میگفت و نباید
مورد اذیت باشه پس فعلا تو خونه و دوستای خودتون باهاش باشین راستی زبونش اگه حرف بزنه میگره پس مراقب باش کسی مسخره نکنه
و مای الان به زبان اشار صحبت میکنه
برای اخرین بار مراقب باش دوباره گم نشه
& باشع فهمیدم مراقبشم بعدش اون خواهر منه
$ اها خودش راجب بیماری ها نمیدونه زیاد نگی بهش
پارت کامل نیستتت شرمندهه
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.