{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق جاودان

عشق جاودان
پارت ۷۵
وارد اتاق شدم ، دازای خیلی ناز خوابیده بود.
کرم درونم فعال شد پس دازای رو بلند صدا زدم
چویا: دازایییی(با داد)
دازای سریع بلند با ترس بلند شد
دازای: چی .... چی شده؟
چویا: هیچی فقط حوصله سر رفت بود گفتم بیدارت کنم
دازای: آخه اینطوری
چویا: خب چیکار کنم کرم هام یهو فعال شدن(با مظلومیت)
دازای: من از دست تو چیکار کنم(با خنده) اوممم نظرت با یک تنبیه کوچولو چیه؟
دازای آروم آروم با یک لبخند ملیح ترسناک اومد سمتم
چویا: هی هی میخوای چیکار کنی؟
دازای: می‌بینی
ترسیدم و سریع از اتاق اومدم بیرون صدای خنده دازای بلند شد. دازای هم از اتاق اومد بیرون
دازای: چرا فرار کردی؟
چویا: خب تو خیلی اون موقع ترسناک شده بودی
دازای: اینم تلافی برای اینکه اون جوری منو بیدار کردی (با خنده)
آیومی: هی .... جی سده (چیشده؟ ، با دهن پر)
نگاهی به آیومی کردیم دهنش پر بود.
دازای: اول دهنت رو خالی کن بعد حرف بزن
بعد از چند دقیقه آیومی دوباره حرف زد
آیومی: میگم چیشده اون صدای داد و بعدش هم خنده برای چی بود؟
دازای: هیچی فقط یکی کرم ریزی کرد بعدش هم ادب شد ، تو چرا دهنت اینخطوری پر بود؟
آیومی: خب من کیک خیلی دوست دارم و اون موقع هم هوس کیک کرده بودم
دازای: آها .... خب نظرتون چیه بریم بیرون؟
چویا: موافقم بریم
آیومی: من حالش رو ندارم شماها برین
دازای: باشه
دیدگاه ها (۱)

عشق جاودانپارت ۷۶ویو دازایآماده شدیم و حرکت کردیمدازای: خب ک...

عشق جاودان پارت۷۷ویو دازای خیلی خوشحالم که چویا رو دارمبرای ...

عشق جاودانپارت ۷۴ویو دازایهمینطوری که چویا گفت رفتم و نشستم ...

عشق جاودانپارت ۷۳ویو دازایبعد از اینکه مرخصی رو گرفتم ، سریع...

چیه فک کردین میزنم زیر قولم و تمومش میکنم باید بگم نه اقا جا...

سناریو درخواستی ______________________ویو چویایه روز از خواب...

#عشق_مافیای_من پارت۲۲ویو دازای: بعد گذشت چند روز چوکی مرخص ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط