{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!! خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر...
الهی!یک ذهن آرام.....
یک تن سالم......
یک خواب شیرین....
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ.....
یک خبر خوش......
یک خوشی از ته دل....
نصیب همه دوستای عزیزم کن....
دیدگاه ها (۱۲)

سلام صبح همگی به خیر امیدوارم شاد شاد شاد باشین

دوستی ساده ی ما غیر معمولی شدنمیدونم اون روز تو وجودم چی شدن...

خیلی قشنگه حتما بخونیدپسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برا...

دوستان ویسگونی گلم شب همگی خوش دوستون دارم زیاد

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

. گشت سرش وایساد و وقتی مطمئن شد حواس کسی بهشون نیست گفت : ر...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط