{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

التماست نمی کنم

التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهی شنید
تنها می نویسم بیا
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
نگاه کن
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حال هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
ها ؟
چه می شود ؟

از : یغما گلرویی
دیدگاه ها (۴)

یه موتور می خوام یه جاده که به آخر نرسهپشت چشمک چراغش ، پاسب...

نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفتدر خانه، زیر پنجره گل داد یا...

•        «موسیقی، سرزمینی است که روح من در آن حرکت می‌کند، د...

من از مملکتی میام که..آغاسی از حافظ در آن مملک معروف تر بوده...

خیانت اشتباه

مرگ و زندگی......پارت ۷

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 72✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط