بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
بسیاری از اهل کتاب و مسلمانان نیز مبتلا به شرک و گناه میشوند، چون حق را نمیدانند و ...:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ - آيا به جاى او، خدايانى براى خود گرفتهاند؟! بگو برهانتان را بياوريد اين است يادنامه هر كه با من است و يادنامه هر كه پيش از من بوده نه بلكه بيشترشان حق را نمى شناسند و در نتيجه از آن رويگردانند.(سوره انبیاء آیه 24)
اکثریت کم خرد :چطور میتوان مدعی شد که اکثریت عاقل هستند، در حالی که توجه اکثر مردمان، به بدن بیشتر از عقل است، و شناخت شان از مواد خوراکی یا پوشاک تن، به مراتب بیشتر از راهی است که پیش گرفته اند و مقصدی است که خواه ناخواه به آن میرسند؟!
پیرمرد حکیمی میگفت: مردم از هر چه که دارند ناراضیاند، به جز عقلشان! یکی میگوید: کاش قدم بلندتر بود. دیگری می گوید: کاش چشمم درشتتر بود آن یکی می گوید: کاش ثروتم بیشتر بود. و کمتر کسی میگوید: کاش عقلم بیشتر بود!
شما با اکثریت مردم جهان، در امریکا، اروپا، آسیا و ... مصاحبه کنید و بپرسید: عقل چیست و چند نوع است و هر کدام در کدام حوزه فعالیت دارند؟! اکثریت مردم، معده و کارکردهایش را بیشتر می شناسند تا عقل و کارکردهایش در حوزههای گوناگون!
بنابراین، عقل تجریدی، عقل نظری، عقل ریاضی، عقل عملی و متفاوت است.چه بسا مردمان کافر در عقل معاش نسبت به بسیاری از مسلمانان، قویتر باشند. اما دلیل نمیشود که عقل نظری و عقل عملی آنها نیز قوی باشد و حتی کمی بزرگ شده باشد.
قرآنی: خداوند سبحان به آدمی فضیلت عقل و عقلانیت را داده و بسیار برای آن ارزش و حرمت قائل است و در کلام وحی نیز بسیار به آن تأکید نموده و توجه داده است.
گاه به یک پدیده یا قواعد مادی که با علوم تجربی برای همگان قابل درک و احساس میباشد توجه داده و یک پرسش عقلی مطرح میکند، چرا که علوم تجربی نیز باید نتیجه عقلی داشته باشند: وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ -و به هر کس عمر بیشتر دهیم، از خلقتش می کاهیم در خلقت شکسته میشود، آیا نمی اندیشید؟!(سوره یس آیه 68)
گاه به اخلاق عملی اشاره نموده و رفتاری را مانند مسخره کردن نماز و عبادات را ازبیخردی میشمارد؛چرا که هم ضرورت اتصال صلاة عقلانی است وهم مسخره کردن بارد نمودن، انکار، شبهه، سؤال و انتقاد فرق دارد و از بیعقلی است؛(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
بسیاری از اهل کتاب و مسلمانان نیز مبتلا به شرک و گناه میشوند، چون حق را نمیدانند و ...:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ - آيا به جاى او، خدايانى براى خود گرفتهاند؟! بگو برهانتان را بياوريد اين است يادنامه هر كه با من است و يادنامه هر كه پيش از من بوده نه بلكه بيشترشان حق را نمى شناسند و در نتيجه از آن رويگردانند.(سوره انبیاء آیه 24)
اکثریت کم خرد :چطور میتوان مدعی شد که اکثریت عاقل هستند، در حالی که توجه اکثر مردمان، به بدن بیشتر از عقل است، و شناخت شان از مواد خوراکی یا پوشاک تن، به مراتب بیشتر از راهی است که پیش گرفته اند و مقصدی است که خواه ناخواه به آن میرسند؟!
پیرمرد حکیمی میگفت: مردم از هر چه که دارند ناراضیاند، به جز عقلشان! یکی میگوید: کاش قدم بلندتر بود. دیگری می گوید: کاش چشمم درشتتر بود آن یکی می گوید: کاش ثروتم بیشتر بود. و کمتر کسی میگوید: کاش عقلم بیشتر بود!
شما با اکثریت مردم جهان، در امریکا، اروپا، آسیا و ... مصاحبه کنید و بپرسید: عقل چیست و چند نوع است و هر کدام در کدام حوزه فعالیت دارند؟! اکثریت مردم، معده و کارکردهایش را بیشتر می شناسند تا عقل و کارکردهایش در حوزههای گوناگون!
بنابراین، عقل تجریدی، عقل نظری، عقل ریاضی، عقل عملی و متفاوت است.چه بسا مردمان کافر در عقل معاش نسبت به بسیاری از مسلمانان، قویتر باشند. اما دلیل نمیشود که عقل نظری و عقل عملی آنها نیز قوی باشد و حتی کمی بزرگ شده باشد.
قرآنی: خداوند سبحان به آدمی فضیلت عقل و عقلانیت را داده و بسیار برای آن ارزش و حرمت قائل است و در کلام وحی نیز بسیار به آن تأکید نموده و توجه داده است.
گاه به یک پدیده یا قواعد مادی که با علوم تجربی برای همگان قابل درک و احساس میباشد توجه داده و یک پرسش عقلی مطرح میکند، چرا که علوم تجربی نیز باید نتیجه عقلی داشته باشند: وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ -و به هر کس عمر بیشتر دهیم، از خلقتش می کاهیم در خلقت شکسته میشود، آیا نمی اندیشید؟!(سوره یس آیه 68)
گاه به اخلاق عملی اشاره نموده و رفتاری را مانند مسخره کردن نماز و عبادات را ازبیخردی میشمارد؛چرا که هم ضرورت اتصال صلاة عقلانی است وهم مسخره کردن بارد نمودن، انکار، شبهه، سؤال و انتقاد فرق دارد و از بیعقلی است؛(ادامه دارد...)
- ۱۸۱
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط