{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : 65


جین ویو :


نشسته بودیم روی کاناپه ی جلوی تی وی و داشتیم قسمت اخره سریال عاشقانه ماه رو با عر زدنه فراوان نگاه میکردیم که تمام شد و همه شروع کردیم به عر زدن


کوک : عرررر اخه چرا کراشم باید داخله فیلمه مورده علاقم بمیره؟


نامجون : درسته که مرد ولی داخل زمانه حال زنده شد ( تا الان عاشقانه ماه رو ندیدم ولی فکر کنم همینطوری تمام بشه 😐🗿)


هوپی : عررررر اخه چه زنده شدنی؟

هوپی : بدبخت داخله زندگیه اصلیش بهوش اومد ولی بدونه عشقش عررررر


یونگی : یعنی من اگه کارگردانه فیلمو ببینم پارش میکنم ( منم میکنم 😐🗿)


جین : جدیدا این نویسنده ها رو ام دوست دارم پاره کنم


یونگی : اره والا فکر کن پول میدی جای کتاب که اخرش بد تمام بشه


نامجون : خب اگه کتابی رو دوست ندارید چرا میخریدش؟


جین : خب چون حوصلمون سر میره


نامجون : خب شما اون کتابو دوست ندارید


یونگی : جین گفت که چون حوصلمون سر میره


نامجون : خداااا چرا من بینه اینا افتادم؟


نامجون : اخه من ادمه باهوش، عاشقه کتاب خواندن، عاشقه موزه گردی و با ایکیوی 148 بعد اینا.....


نامجون : جیغغغغغغغ


جین : ببند بچه کوالا از خداتم باشه بخوای با من هندسام دوست باشی


یونگی : اصن ولم کنید من میخوام برم الان با تختم قرار دارم


جیمین : باشه برو


کوک : حواست باشه نری تو خوابه زمستونی هااا


یونگی : ای کاش میتونستم برم


( یونگی میخواست بره که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره وقتی که صدای زنگ اومد همه با تعجب به گوشیم نگاه کردن
گوشی رو برداشتم و با خواندنه اسمه مخاطب دهنم باز موند)


نامجون : کیه هیونگ؟


جین : جـ جیا


تهیونگ : چـ. چی؟


جین : جیاست بزار جواب بدم



جین : الو سلام جیا شی


جیا :..........................


جین : چـ چی؟
دیدگاه ها (۱)

فیک : ددی مافیایی من پارت : 66ته : جین بزارش روی بلند گو ...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 67جیا ویو : ولی یکدفعه یکی گو...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 64هیونجین : باید باهم ازدواج ...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 63 جیا ویو : رفتم پایین که دی...

³my monthپارت⁹با نامجون و جین روبرو شد یونگی آروم از پله ها ...

بابا؟ p4ویو نامجون دیدم کوک زنگ زده یادم آمد گفته بود لارا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط