هرچی ادبی و شعر نوشتیم بس بود!!
هرچی ادبی و شعر نوشتیم بس بود!!
میخوام یکم ساده تر حرف بزنم...ساده تر از اون چیزی که تو فکر کنی...
نمیدونم کدوم نامردی بود که اینو بین من و مردم جا انداخت که " مرد گریه نمیکنه"!
کی همچین حرفی زده؟ کی گفته مردا بی احساسن؟این پست نه برای لایک بیشتره و نه برای تحسین!
فقط برای مردای سرزمینمه...مردا بی احساس نیستن..حتی احساسشون از ما زنها قوی تره...
فقط نمیدونن چجوری بگن.فقط جار زدیم در حقمون ظلم شده! اما مردها مظلوم ترین موجود های رو زمینن.چون هیچکاری نتونستن بکنن نه تونستن گریه کنن نه ابراز علاقه...هیچ کاری...فقط این بغض هارو ریختن تو سینشون...همشون دق کردن...اونا حتی نمیدونن "دق کردن" ینی چی...از وقتی خودشونو پیدا کردن ترس داشتن...دلهره...نگرانی...کل ابتدایی بهشون گفتن تو دیگه مرد شدی و نباید شیطونی کنی...کل دبیرستانشون توی ترس از سربازی گذشت...وبعدش شکستن غرورشون واسه پول گرفتن از باباشون..بعدش شکستن غرورشون جلوی یکی از هم جنسای من...
دوسال زندگیشو توی ترس اینکه نکنه اونی که دوسش داره سهم یکی دیگه بشه گذروند...کسی چه میدونه...شاید اکثر شبا بیدار موند...اما ما...تا هرچی میشه نق میزنیم و گریه میکنیم...اعصاب همرو خورد میکنیم تا به خواستمون برسیم.ولی مردا هرچی میشه سر خودشون خراب میکنن...سر بغض تو گلوشون...سر مشتای فشردشون...سر پاهاشون توی خیابون....سر گوشاشون با آهنگ...سر ریه هاشون با....چرا فقط فمینیسم به وجود اومد....مرد ها دل نداشتن؟..به همه چی متهم شدن...دروغگویی...هوس بازی...اخلاق بد..زورگویی....شاید اگه تویی که مثل منی اصرار نمیکردی دروغ نمیگفت...شاید اگه نوع پوشش و آرایشت درست بود اون به گناه نمی افتاد...اخلاق بدشون هم بابت مسخره بازی های ماست...زورگویی هاشونم بابت عشق زیادشونه...
و گرنه عاشق نوازش مو های امثال من و تو نمیشدن...و گرنه فلسفه ی موی بلند دخترا شکل نمیگرفت..دیروز یکی میگفت دنیای یک زن فقط به آغوش مرد خلاصه نمیشه! اما من میگم چرا...دنیای تموم زنها به آغوش یه مرد خلاصه میشه...شاید اگه نبودن ما دق میکردیم...از اینکه غر هامونو سر کی بزنیم.یا لجبازی کنیم.مرد ها خوب بودن... من و تو بعضیاشونو بد کردیم...از اولشم عشق با مردها بود...از اون روزی که سیب چید! از اون روزی که بابت عشق به زمین افتاد...بابت یک زن!!!
بابت ما از عرش به فرش رسید اما دم نزد...سر عشقش موند....
اما من و تو...
سلامتی مردهای دنیا...همونایی که بابت نداشتن پول کنار گذاشته شدن...
همونایی که بابت خیلی چیزا میدونو خالی کردن تا ما جار بزنیم....تا خالی بشیم....
همونایی که نشستن یه گوشه تا ما حرفامون تموم بشه و یه دنیای عاشقی کنن....
قبول کنیم! ما بهشون اجازه عاشقی ندادیم...
و گرنه شاید الان.. وضع خیییلی فرق میکرد...
شاید با همون عشق دوباره به عرش میرسیدیم...
دنیا رو با لجبازی و فمینیست بازیمون خراب کردیم...
دنیای خودمونو....دنیای اونا رو...
هنوز دیر نشده! شاید یکی هنوز منتظره تو برگردی....
تا شاید بتونه یکم سرشو خم کنه بذاره رو شونت....یکم بغضشو بشکنه...
یکم حالش خوب شه...حالی که شاید دیگه خوب نشه...
میخوام یکم ساده تر حرف بزنم...ساده تر از اون چیزی که تو فکر کنی...
نمیدونم کدوم نامردی بود که اینو بین من و مردم جا انداخت که " مرد گریه نمیکنه"!
کی همچین حرفی زده؟ کی گفته مردا بی احساسن؟این پست نه برای لایک بیشتره و نه برای تحسین!
فقط برای مردای سرزمینمه...مردا بی احساس نیستن..حتی احساسشون از ما زنها قوی تره...
فقط نمیدونن چجوری بگن.فقط جار زدیم در حقمون ظلم شده! اما مردها مظلوم ترین موجود های رو زمینن.چون هیچکاری نتونستن بکنن نه تونستن گریه کنن نه ابراز علاقه...هیچ کاری...فقط این بغض هارو ریختن تو سینشون...همشون دق کردن...اونا حتی نمیدونن "دق کردن" ینی چی...از وقتی خودشونو پیدا کردن ترس داشتن...دلهره...نگرانی...کل ابتدایی بهشون گفتن تو دیگه مرد شدی و نباید شیطونی کنی...کل دبیرستانشون توی ترس از سربازی گذشت...وبعدش شکستن غرورشون واسه پول گرفتن از باباشون..بعدش شکستن غرورشون جلوی یکی از هم جنسای من...
دوسال زندگیشو توی ترس اینکه نکنه اونی که دوسش داره سهم یکی دیگه بشه گذروند...کسی چه میدونه...شاید اکثر شبا بیدار موند...اما ما...تا هرچی میشه نق میزنیم و گریه میکنیم...اعصاب همرو خورد میکنیم تا به خواستمون برسیم.ولی مردا هرچی میشه سر خودشون خراب میکنن...سر بغض تو گلوشون...سر مشتای فشردشون...سر پاهاشون توی خیابون....سر گوشاشون با آهنگ...سر ریه هاشون با....چرا فقط فمینیسم به وجود اومد....مرد ها دل نداشتن؟..به همه چی متهم شدن...دروغگویی...هوس بازی...اخلاق بد..زورگویی....شاید اگه تویی که مثل منی اصرار نمیکردی دروغ نمیگفت...شاید اگه نوع پوشش و آرایشت درست بود اون به گناه نمی افتاد...اخلاق بدشون هم بابت مسخره بازی های ماست...زورگویی هاشونم بابت عشق زیادشونه...
و گرنه عاشق نوازش مو های امثال من و تو نمیشدن...و گرنه فلسفه ی موی بلند دخترا شکل نمیگرفت..دیروز یکی میگفت دنیای یک زن فقط به آغوش مرد خلاصه نمیشه! اما من میگم چرا...دنیای تموم زنها به آغوش یه مرد خلاصه میشه...شاید اگه نبودن ما دق میکردیم...از اینکه غر هامونو سر کی بزنیم.یا لجبازی کنیم.مرد ها خوب بودن... من و تو بعضیاشونو بد کردیم...از اولشم عشق با مردها بود...از اون روزی که سیب چید! از اون روزی که بابت عشق به زمین افتاد...بابت یک زن!!!
بابت ما از عرش به فرش رسید اما دم نزد...سر عشقش موند....
اما من و تو...
سلامتی مردهای دنیا...همونایی که بابت نداشتن پول کنار گذاشته شدن...
همونایی که بابت خیلی چیزا میدونو خالی کردن تا ما جار بزنیم....تا خالی بشیم....
همونایی که نشستن یه گوشه تا ما حرفامون تموم بشه و یه دنیای عاشقی کنن....
قبول کنیم! ما بهشون اجازه عاشقی ندادیم...
و گرنه شاید الان.. وضع خیییلی فرق میکرد...
شاید با همون عشق دوباره به عرش میرسیدیم...
دنیا رو با لجبازی و فمینیست بازیمون خراب کردیم...
دنیای خودمونو....دنیای اونا رو...
هنوز دیر نشده! شاید یکی هنوز منتظره تو برگردی....
تا شاید بتونه یکم سرشو خم کنه بذاره رو شونت....یکم بغضشو بشکنه...
یکم حالش خوب شه...حالی که شاید دیگه خوب نشه...
- ۱۲.۵k
- ۰۷ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط