{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی (پ) پات وایسادم

گفتی (پ) پات وایسادم
گفتی (م) واست مــــُــردم
گفتی (خ) واست خون ریختم
فقط منتظرم بگی (ت)
تا بزنم تو گــوشِت و تلافـی همه چیُ در بیارم !
والا بوخودا
دیدگاه ها (۵)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت ۴

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

رمان توکیو ریونجرز

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ناخوداگاه دوییدم ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط