پیر می شویم
پیر می شویم
بی آنکه خاطره عشقی
سیرا بمان کند
بی آنکه
سبز بمانیم ،در گذرگاه خستگی های پاییز مان
پیر می شویم
و اندوه عاشقی های ناکرده
کمر خاطراتمان را
خرد میکند
پیر می شویم
و نمی یابیم
دستی را
مگر
سرد تر از دستان خویش ......
پیر می شویم
و کاروان مرگ را
نزدیک و نزدیک تر ......
و التماسی
که در چشمهای ما
حلقه میزند
عاشقی های ناکرده را
بی آنکه خاطره عشقی
سیرا بمان کند
بی آنکه
سبز بمانیم ،در گذرگاه خستگی های پاییز مان
پیر می شویم
و اندوه عاشقی های ناکرده
کمر خاطراتمان را
خرد میکند
پیر می شویم
و نمی یابیم
دستی را
مگر
سرد تر از دستان خویش ......
پیر می شویم
و کاروان مرگ را
نزدیک و نزدیک تر ......
و التماسی
که در چشمهای ما
حلقه میزند
عاشقی های ناکرده را
- ۷۵۶
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط